تبليغاتX
دانلود سخنرانی های دکتر حسن عباسی

دانلود سخنرانی های دکتر حسن عباسی

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو مطالب | RSS

متن زير مشروح سخنراني دكتر حسن عباسي درباره نقد و بررسي سريال لاست (Lost) است كه سال گذشته در دانشگاه سوره انجام شده است.
گمشدگان یا لاست (Lost) مجموعه‌ای تلویزیونی است که پخش آن از ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ از شبکه ABC آمریکا و تعداد زیادی از شبکه‌های خارجی آغاز شد.
این مجموعه تلویزیونی داستان 47 نفر از بازماندگان يك هواپيما را نشان مي‌دهد كه از سيدني استراليا به مقصد لس آنجلس در حال حركت بوده كه بر فراز جزیره‌ای ناشناس در اقیانوس آرام سقوط مي‌كند.
افراد مختلف اين مجموعه هر كدام به عنوان نماينده يك تمدن به شمار مي‌روند كه مخاطب بعد از ديدن اين مجموعه تحت تأثير القائات فراواني درباره تمدن‌هاي مختلف قرار مي‌گيرد.

مشروح سخنراني را در زير مي‌خوانيم:
... اينها با تلويزيون استراتژيك امروزبه جان جهان افتادند. از سينماي استراتژيك عبور كردند. ناتوي فرهنگي امروز در تلويزيون استراتژيك است. امروز در ايران جوانان صرفاً به پاي فيلم سينمايي نمي‌نشينند، سريال‌هاي بالاي 40،‌50 قسمت مي‌بينند. دانشجوي ما مي‌آيد مي‌گويد سه شب غذا نخوردم، 86 قسمت سريال لاست (Lost) ديدم، زحمت بكش اينها را ببين بگو اين استنباط من درست است و شما هم اين را مي‌بينيد؟ سريال‌هاي 24، فرنس و لاست، دوره‌اي كه اينها شروع كردند، با فيلم سينمايي صرف نيست. من فقط ابعاد يكي از اين سريال‌ها را اجمالي معرفي مي‌كنم، خيلي از شما ديديد. منتهي ملاحظات استراتژيك پشت صحنه فيلم را مي‌گويم.

سريال لاست كه هم، گمشده معنا مي‌دهد و هم گمشده‌ها، داستان يك هواپيمايي است كه از سيدني استراليا راه مي‌افتد برود لس آنجلس بين راه گم مي‌شود و سقوط مي‌كند، در يك جزيره‌اي مي‌افتد پايين مجمع‌الجزاير اندونزي، گوشه‌هاي اقيانوس آرام. 47 نفر زنده مي ماند؛ اولاً آنجايي كه سقوط مي‌كنند در جزاير هاوايي است كه عين بهشت است، يعني تمام اين فيلم كارت پستال است. القاي اينكه بهشتي كه مدنظر بود، همين است. در اين فيلم براي شما يك بهشت ترسيم مي شود. برويد در اينترنت ببينيد فقط به زبان فارسي درباره اين فيلم چه خبر است! اگر افلاطون بود مي‌خواست امروز "جمهورش" را بنويسد فيلم لاست را مي‌ساخت. اگر سر توماس مور مي‌خواست كتاب "اتوپيا" را بنويسد، لاست را مي‌ساخت. اگر بيكن بود مي‌خواست "آتلانتيس نو" را بنويسد، لاست را مي‌ساخت.


جزيره جهاني جزيره‌اي است كه اينها در آن گمشده‌اند. 47 نفر باقي ماندند، كه اينها افراد و عناصري هستند از مكان‌هاي مختلف جمع شدند. اين 47 نفر را به تمدن‌هاي مختلف در كره زمين تقسيم كرده‌اند.

از تمدن اسلامي با يك ميليارد و 300 ميليون نفر يك نفر را آورده است. يك افسر شكنجه‌گر عراقي زمان صدام. اسم‌ آن سعيد جراح (Sayid Jarrah) كه يك هنرپيشه بسيار فاسد آمريكايي است. اين هنرپيشه يك رگش هندي است، يك رگش غربي است، همانند سلمان رشدي؛ اين در زندگي خانوادگي‌اش يكي از فاسدترين هنرپيشه‌هاي غرب است. يعني بك‌گراندي كه مخاطب از او دارد، اين را انتقال مي‌دهد به جامعه اسلامي. يعني نماينده‌‌‌ي يك ميليارد و 300ميليون مسلمان، در آن جزيره جهاني اين آدم است.

نماينده ‌كل 2ميليارد نفر شرق، يعني چيني‌ها، ژاپني‌ها، ويتنامي‌ها، لائوسي‌ها و كره‌اي‌ها، يك زوج كره‌اي هستند. براي تمدن آمريكاي لاتين كه اسپانيولي زبان هستند يك زني را در فيلم به نام آنالوسيا (Ana Lucia Cortez) قرارداده‌اند كه اين زن در خود امريكا در ايالت كاليفرنيا پليس بوده است.
براي تمدن آفريقايي 3، 4 سياه پوست گذاشته، اما پنبه كار آنها را زده! يعني اصلاً حل شدند در فرهنگ امريكايي. مي‌ماند بقيه كه همه آنگلوساكسون (Anglo-Saxons)هستند.

از روسها يك نفر منفي كه يك چشمش بسته است.
از فرانسوي‌ها يك زني به عنوان نماد فرانسه ايفاي نقش مي‌كند، بقيه دو قطب اصلي هستند؛ يهود كه نماينده اصلي آن بنجامين (Benjamin Linus) است و بازيگر آن اصلاً يهودي است، از يهوديان اشكنازي كه قيافه‌اش كاملاً يهودي است و اسمش هم يهودي است. اين از يكي دستور مي‌گيرد بنام جكوب (Jacob) كه ما به آن يعقوب مي‌گوييم. يك اسم يهودي است. يعني پشت صحنه اداره جزيره جهاني، يهود است. بازيگران اصلي همه آنگلوساكسون هستند، همه انگليسي تبار هستند. يعني آمريكايي، كانادايي و استراليايي.

نقش اول فيلم يك آمريكايي است به نام "جك شفرد" (Jack Shephard) يعني چوپان. مسيحي‌ها معتقدند كه هركسي مسئوليت دارد، چوپان گله است. يعني از اول صحنه كه هواپيما سقوط كرده، چوپاني گله را شروع مي‌كند. اسم پدرش "كريستين شفرد" است. كريسيتين (Christian) يعني مسيحي. چوپان مسيحي. اين انسانِ تراز ليبراليسم است. انسان باكلاس ليبرالها. بلافاصله انسان منفي ليبرالها را معرفي مي كند. يعني ساوير (Sawyer). از داستان "تام ساوير" اين عنوان را گرفته است. ساوير، انسان تراز پايين است.

يك پرانتز بازكنم يك دقيقه فلسفه هنر بگويم. در فلسفه هنر مي‌گويند كه شما بايد تراژدي ارائه كنيد. هركس كار هنري مي‌كند بايد تراژدي بدهد. تراژدي كشمكش بين دوگروه ديونيزوس(Dionysus)و آپولون (Apollonius). آپولون مرد است و نظم ايجاد مي‌كند، باصطلاح خوب است. ديونيزوس نماد زن است بي‌نظمي و هرج و مرج را دنبال مي‌كند و آشوب و به‌هم‌ريختگي را مي‌خواهد. از زمان ارسطو قراربود بين اين دو شخصيت كاتارزيس (Catastasis) صورت بگيرد. يعني انسان تصفيه شود. از تقابل بين اين دو مثلاً ما بزرگترين تراژدي را قضيه عاشورا مي‌بينيم، مي‌گوييم خوب‌ها يك طرف و بدها يك طرف اينها به تقابل رسيدند، تصفيه ما در اين صورت مي‌گيرد كه نگاه كنيم و از آن درس بگيريم. از نيچه به اين طرف، فلسفه هنر تغيير مي‌كند؛ مي‌گويد نظام آپولوني را كنار بگذاريد. بچسبيد به ديونيزوسي.

نمونه آن را ماه رمضان امسال در تلويزيون ديديد. اين سري فيلم‌ها كه اخيراً ساخته مي‌شود مثل سريالهاي 80 قسمتي و در طول سال مي‌بينيد، آن مدل كه هيچكس در آن قهرمان نيست، همه عوضي هستند، همه كارهايشان بد است. همه از يك سطح بخصوصي به پايين است، اين را "هنر ديونيزوسي" مي‌گويند. سر افطار مردم مي‌روند توالت دستهايشان را خشك مي‌كنند، حرفهاي زشت و ركيك مي‌زنند، صداي مردم را درمي‌آورند. به اين مي‌گويند هنر ديونيزوسي. يعني همه چيز بي‌نظمي و بي‌اخلاق. هيچكس انسان تراز ندارد. اصلاً در اين فيلم آدم بزرگ نمي‌بينيد. يك سريال هم بود شخصيتي داشت به نام "داداشي" كه همه بچه پيغمبر بودند. از اول آن شما مي‌دانستيد بالاخره يك روز همه جمع مي‌شوند، همه چيز درست مي‌شود، نظم برقرار مي‌شود. به آن مي‌گويند هنر آپولوني.

اين كه سريالهاي ما جذابيت ندارد و فيلم‌هاي خوبي نداريم، بدين علت است كه آن ابزاري كه از آن طرف آوردند بنيادش ايراد دارد. اين كه يك هنرپيشه زن را گريم كنند اين كه نمي‌شود هنر. كارگردان‌هاي ما را جمع كنيد يك امتحان فلسفه هنر از آنها بگيريد 99 درصد آنها رد مي‌شوند. دليل اينكه اين فيلم اينقدر جذابيت دارد، بدين خاطر است كه انسان تراز ليبراليسم با انسان ديونيزوسي آن، اينگونه نيستند. از صفر تا 100، انسانهاي تراز ليبراليسم را معرفي كرده است يعني شما هرچه در سرزمين خود بوديد آن را رها كنيد! در تفكر ليبرالي وقتي آمدي اينجا حالا استعداد خود را بروز بده. اول سردر تمام فرودگاه‌هاي آمريكا وقتي پياده شويد اين جمله نوشته شده است: "آمريكا سرزمين فرصت‌ها". يعني اين سرزمين، سرزمين فرصت‌هاست. اگر پياده شدي كار نداريم كه در دنياي قبل تو چه بودي، بارها در اين فيلم اين جمله تكرار مي‌شود، لذا هركس امكان دارد استعداد خود را بروز دهد. يعني ليبراليسم از صفر آن "ساوير" و 100 آن "جك شفرد" كه چوپان اينهاست.

جان لاك (John Locke) پدر ليبراليسم است. نفر سوم اين فيلم جان لاك است. تمام نكات اصلي كتابهاي فلسفه ليبراليسم را درآوردند و در دهان اين آدم قرار دادند، درتمام اين 86 قسمت. مثلاً جمله معروف دارد كه مي‌گويد "اين تو نيستي كه مي‌تواني به من بگويي كه چكار نمي‌توانم بكنم" ببينيد جمله پيچيدگي دارد. اين تو نيستي كه به من بگويي چكار نمي‌توانم بكنم. اين را در اين فيلم تا شماره 5 آن 5 بار تكرار مي‌كند. يعني شما از پاي فيلم بلند مي‌شويد بدون اينكه خودتان متوجه شويد دوره ايدئولوژي ليبراليسم را گذرانديد. انديشه جان لاك در القاي غيرمستقيم كامل متوجه شديد.
نفر بعدي كه نقشش خيلي مهم است در اين فيلم دزموند (Desmond Hume)، يا ديويد هيوم (David Hume) همان كه كانت(Immanuel Kant)مي‌گويد "اين مرا از خواب جزمي بيدار كرد" كسي كه رسماً مي‌گويد من ملحدم؛ يعني پدر امپريسم (Empiricism) پدر حس‌گرايي، يعني هرچه در حس و تجربه نگنجيد، باورپذير نيست. پدر فلسفه انگليس؛ اينقدر علني اعلام كردند كه اين جزيره جهاني است، هركدام از تمدنها يك درصدي دارند اما مديران اين تمدن كه با يكديگر دعوا مي‌كنند، انسانهاي ليبرال آمريكايي و انگليسي هستند.

نفر بعدي مجموعه زنهاي اين فيلم هستند 10 نفر زن اصلي دارد. زن در ادبيات استراژيك يعني سرزمين (Land) و عقيده(Oponion). مثلاً مي‌گوييم مام ميهن. عقيده هم تاء تأنيث دارد، مؤنث است. در ادبيات نمايشي زمان يونان مي‌گفتند كه زن را در تئاتر وقتي مي‌آوريد يعني سرزمين و عقيده‌اي كه تصرف مي‌شود. يعني در اين فيلمها وقتي خانمي سيبي به كسي ديگري مي‌دهند، نمادش اين است كه اجازه مي‌دهد تصرف شود؛ نماد شب زفاف.

شما نگاه كنيد 10 زن اصلي كه در اين فيلم است اولين كه مهمترين آنهاست "كيت" (Kate) است. اين دختر يك موسيونر(missioner) مذهبي بوده است. فاميلي اصلي او، ليلي اوانجلين (Evangeline Lilly) است. مدتي در فيليپين بوده كه برود موسيونر مذهبي شود. اين كانادايي الاصل است.

نفر دوم يك زن آمريكايي است به نام "ژوليت" (Juliet Burke) كه اين كارش در جزيره كه هيچ بچه اي به دنيا نمي‌آيد تلاش مي‌كند در اين جزيره بچه به دنيا بياورد و هر زني كه حامله شود، مي‌ميرد. وقتي يهوديان او را مي‌آورند اين جزيره به خاطر اين است كه زاد و ولد تمدني ايجاد كند. زن يادتان باشد نماد سرزمين است. كساني كه تصرف مي‌شوند.

نفر سوم اسمش "كلير" (Claire Littleton)، هنرپيشه استراليايي است. تنها كسي كه در اين جزيره حامله است و بچه به دنيا مي‌آورد و به‌عنوان تنها تمدني كه زاد و ولد مي‌كند و در آينده باقي مي‌ماند اين زن است و اسم بچه او "هارون" (Aarun) است. هارون در نگاه ما برادر "موسي(ع)" است، در كاركردي كه وقتي موسي‌عليه‌السلام مي‌رود كوه طور و برمي‌گردد، وقتي اينها گوساله پرست مي‌شوند مي‌گويد زورم به آنها نرسيد. اما در يهود و مسيحيت هارون همان كسي است كه "گوساله" را ساخت. تكرار مي‌كنم هارون در انديشه مسيحي و يهودي كسي است كه خود سامري است يعني آن گوساله را ساخت. تا برادرش رفت كوه طور و برگشت همه را گوساله پرست كرد. تنها كسي كه در تمدن بشري باقي مي‌ماند و از آنگلوساكسون‌هاست، سامري است و مي‌نويسند كه مسلمانها در قرآن به حرف ما اعتقاد ندارند. مي‌گويند هارون، سامري نيست. اما يهود و مسيحيت معتقدند كه سامري است. نسلي كه باقي مي‌ماند از آنگلوساكسون‌ها در نظام تمدن آينده سامري است.

زنبعدي، زني است به نام "پنلوپه" (Penelope) در انديشه يوناني يعني زن وفادار. كسي است كه تا وقتي شوهرش اوديسيوس رفت جنگ و برگردد 108 خواستگار داشت، ماند به پاي شوهرش. انگليس كشوري بود كه ريخت در درياها و سرزمين‌ها را گرفت. در اين جزيره، كسي كه بدون هواپيما آمده باشد، هيوم است. هيوم، پدر فلسفه انگليس و پنلوپه نماد سرزمين و عقيده انگليس كه نمي‌خواهد غير از خود هيوم با كس ديگري ازدواج كند، با يك كشتي سه سال دربه در دنبال هيوم مي‌آيد. زني وفادار و آخر فيلم هم او افراد را از جزيره نجات مي‌دهد. پدرش لرد (Lord) است. انگليسيها طبقه اشراف دارند. نماد سرزمين انگليس كه به غير از ديويد هيوم به كسي توجه ندارد.

زن بعدي آنگلوساكسون شانون (Shannon Rutherford) است. هتل هيلتون درتمام دنيا را مي‌شناسيد. اين شخص، دختري داشته كه مانكن و بسيار زن فاسدي است. نماد بخشي از زندگي آمريكايي با هيكلي مشابه هيكل باربي، شانون است. اين پسر مسلمان، عاشق اين مي‌شود و در فيلم اين القا را مي‌كند كه انسان مسلمان، فقط در علاقه و تصرف سرزمين غرب فقط حق دارد با بخش "لمپن" سرزمين غرب ارتباط برقرار كند. بسياري از جذابيتهايي كه غرب براي جوانهاي ما دارد جدابيتهاي بخش لمپني غرب است، نه جذابيتهاي به درد بخور غرب.
زن بعدي يك زن سياه پوست است به نام "رز" (Rose Henderson). زن پيري است كه نماد آفريقاست. آنالوسيا كه اشاره كردم نماد آمريكايي لاتين است.

"سان" (Sun) كه در زبان انگليسي خورشيد معنا مي‌دهد، نماد سرزمينهاي شرقي است و دَنيله (Danielle Rousseau)هم نماد سرزمين‌ فرانسه است. نسبت اينها چگونه تعريف مي‌شود؟

چرا اين فيلم جذابيت دارد و خط تعليقش را جوانها دنبال مي‌كنند؟ تعليق يعني پادرهوا بودن. فيلمي اگر تعليق داشته باشد مي‌گويند، كشش دارد. خط تعليق فيلم به خاطر اين 5،6 كاراكتر است.

عشق مثلثي، جك با ساوير نسبت به كيت. يعني جك كه كه چوپان اينهاست و انسان ليبرال تراز آنهاست و ساوير كه لمپن آن جامعه است (نمي‌آيند در جامعه‌شان فقط بگويند مثلاً ما يك بسيجي معرفي مي‌كنيم مطلق انسان ديني است) هنرمند آنها مي‌گويد ما ليبرال درجه يك و دو و سه و 88 و درجه 100. ما نمي‌آييم بگوييم بچه مسلمان انسان ايراني يك، دو، سه تا 100 ما صرفاً مي‌خواهيم يك ضرب بگوييم يك نفر مطلق ما است. بعد مردم نگاه مي‌كنند كه اين دست يافتني نيست. اين شهيدي كه شما معرفي مي‌كنيد نمي‌شود به آن رسيد، "آسماني" است. حالا يك فيلمي ساخته مي‌شود بنام "اخراجيها" مردم مي‌بينند كه در جبهه بعضيها پشتك- وارو هم مي‌زدند. چرا ما مي‌آييم اينگونه برخورد مي‌كنيم. طرف مي‌آيد بين اين دو آدم، اين زن را قرار مي‌دهد، يعني كيت، عشق مثلثي اين دو يعني خوب و بد تفكر ليبرال، سرزمين كانادا را مي‌خواهند تصرف كنند و سرزمين كانادا به اين دو گرايش دارد، پيامي كه آمريكاييها مي‌گويند (چون كانادا را مكاني لمپني مي‌دانند) كه مي‌خواهد متمايل شود به نماد آمريكا يعني سرزمين كانادا مي‌خواهد تصرف شود از سوي ساوير كه آدم پست است. اين عشق مثلثي اول.

عشق مثلثي دوم عشق بين جك، با آن يهودي يعني بنجامين درباره ژوليت آن دكتر آمريكايي است. يعني اصل سرزمين تمدن اصلي غرب نماد آن مي‌شود ژوليت، بنجامين يهودي تا الآن دنبال او بوده است، براي تفكر يهود رقيب پيدا شده است، يعني تفكر آمريكايي. آن صحنه‌اي كه با هم شطرنج بازي مي‌كنند جك و يهودي آن نماد اين است كه شطرنج بازي مي‌كنيم تا جزيره را تصرف كنيم. مديريت بر اين جزيره، او مي‌گويد "جزيره من" يعني آن فرد يهودي مي‌گويد دنيا براي من است، من شما را از اين جزيره‌ام بيرون مي‌كنم و جك مي‌ايستد روبه روي او و آخر آن به توافق مي‌رسند.

در آخرين قسمت اين فيلم وقتي همه از جزيره فرار مي‌كنند، مي‌روند آمريكا دوباره مجبور مي‌شوند برگردند كه پيام آن اين است كه از اتوپيا و مدينه فاضله‌ي ليبرال هيچكس نمي‌تواند فرار كند، هركجا برويد بايد برگرديد. ايدئولوژي متفاوتي وجود ندارد. آقاي ژوزف استيك‌ليتس وقتي مي‌گويد نئوليبراليسم دوره آن تمام شد يا فرانسيس فوكوياما مي‌گويد نابود شده است، در اين فيلم اين خبرها نيست، حرف اول و آخر شده ليبراليسم و اين جزيره و بهشت همين وضع موجود است و بايد برگرديم. نيمه شعبان امسال مقام معظم رهبري فرمود: "منتظر كيست؟ كسي كه به حفظ وضع موجود قانع نيست" در اين فيلم برعكس است. مي‌گويد كه وضع موجود همين جزيره جهاني است و شما هيچ راه ديگري نداريد، اگر از اينجا بيرون برويد دوباره بايد برگرديد. دو نفري كه توافق مي‌كنند برگردند همين دو رئيس هستند، يعني بنجامين يهودي و جان لاك. بالاي سر چه كسي؟ بالاي سر جنازه جك شفرد، بالاي سر جنازه جان لاك. آخرين پلاني كه در اين سريال مي‌بينيد اين است.

بين انسان تراز پايين ليبرال و انسان تراز بالاي ليبرال دعوا بر سر سرزمين است. يعني كيت نماد كانادا، دعوا بر سر خود اصل آمريكا يعني سرزمين اصلي آنگلوساكسون‌ها، دعوا بين يهود، يعني بنجامين و جك است. اين عشق دوم بود.
عشق سوم عشق مثلثي زن كره‌اي با شوهرش و با فاسقش كه علاقه به آمريكا دارد.
عشق بعدي عشق پنلوپه به همان دزموند كه همان ديويد هيوم است كه موجب تعليق فيلم است.
عشق بعدي عشق سعيد يعني فرد مسلمان به زن آمريكايي كه شانون(Shannon) است كه نشان مي‌دهد مسلمانان نمي‌توانند سرزمين آمريكا را تصرف كنند و از آنها بچه دار شوند. از پيوند تمدن اسلامي با تمدن غربي بچه‌اي به دنيا نمي‌آيد آن يك نفر هم كه از بيرون تمدن انگلوساكسون علاقه داشت كشته مي‌شود وسط فيلم. يعني اين زن را حذف مي‌كنند، يعني اثري نماند از اينها كه يكي ازآنها تصرف مي‌شود و بچه‌اي كه قرار است تمدن دورگه بوجود بياورد.

عشق آنالوسيا به ساوير است. يعني تمدن لمپني يعني آمريكاي لاتيني‌ها، عشقشان به تمدن لمپني آمريكاست. عشق رز به همسر آنگلوساكسونش است. شما صحنه‌اي كه در اين فيلم مي‌بينيد، صحنه علاقه اين پيرزن سياه پوست به يك شوهر پيرمرد سفيدپوستي است. القا مي‌كند كه اين دو نفر را مي‌بينيد چقدر به هم علاقه دارند اين زن تمدن آفريقايي بوده در جواني‌هايش علاقه مند شد به تمدن سفيدپوست آغوشش را بازكرده و تصرف شده. حالا ببينيد چه در فراغ همديگر عين دو مرغ عشقي كه از هم دور مي‌افتند مريض مي‌شوند.

عشق دَنيله، اين فرانسوي قبلاً زن بنجامين بوده و از او دختري دارد به نام "الكس" (Alex). پيامي كه در اين فيلم القا مي‌كند اين است: اولاً تمام آدمهاي اين فيلم حرامزاده است، يعني در هر قسمت، گذشته اين افراد جزيره را بررسي مي‌كند، تمام آدمهاي اين فيلم حرامزاده هستند از جمله اين بچه‌اي كه در اين جزيره به دنيا مي‌آيد. يعني به كلير مي‌گويند اين بچه پدرش كيست؟ مي‌گويد من اوپن (Open) هستم، فكرم باز است. خيلي امروزي هستم. يعني چي پدرش كيست؟ يعني تمدن حرامزاده. تمام كاراكترهاي اين فيلم همه حرامزاده هستند. زندگي آنها را نشان مي‌دهد.

در آمريكاآمارهاي رسمينشان مي‌دهدبين 54 تا 56 درصد از بچه هايي كه به دنيا مي‌آيند پدرشان معلوم نيست چه كساني هستند، اخيراً در شمال غرب آمريكا نيويورك، بوستون تا خود واشنگتن دادگاه‌هايي به وجود آمده كه مجوز مي‌دهد به پدرها كه بروند فرزندان خود را تست ژنتيك كنند تا معلوم شود كه بچه متعلق به خودشان است يا نه، كار به اين افتضاح كشيده آمار غيررسمي فقط متعلق به خود فرانسه 92% است، يعني92% از بچه‌هايي كه در فرانسه به دنيا مي‌آيند پدرانشان معلوم نيست كه چه كساني هستند! يعني يك تمدن زنازاده؛ حالا پيام جامعه ليبرال در اين فيلم اين است كه اين بهشتي كه مي‌بينيد وجود دارد، هيچ كدام از اين آدمها سرجاي خودشان نيستند. البته در اين فيلم كشيش مسيحي كه سياه پوست است و آفريقايي است يك گانگستر قاچاقچي مواد مخدر است كه هارون را غسل تعميد مي‌دهد.

پيام دوم فيلم اين است كه نئوليبراليسم آخرين راه است. بشر هيچ راهي ندارد. در اين فيلم سهم هر تمدن را روشن كرده است، مي‌گويد در اين جزيره جهاني مسلمانها فقط تابعند. بايد ما به آنها بگوييم. يعني آن سفيدپوستها مي‌گويند تو كجا برو كجا بيا، براي سياه پوستها، چيني‌ها، ژاپني‌ها و كره‌اي‌ها تصميم مي‌گيرند. تنها كساني كه تصميم مي‌گيرند براي سرنوشت جزيره آنگلوساكسون‌ها هستند. خود به خود كسي كه اين فيلم را مي‌بيند به او القا مي‌شود كه اگر رفت در سازمان ملل بنشيند تا آگلوساكسون‌ها براي او تصميم بگيرند.

پيام بعدي فيلم اين است كه جزيره جهاني همان بهشت ليبراليسم است كه بشر راه برون رفتي براي آن ندارد (حفظ وضع موجود) و اگر رفته بايد برگردد. اتوپياگرايي و مدينه فاضله ليبراليسم را به بهترين نحو نشان مي‌دهد. ببينيد اصل بحث مردم‌سازي، دولت سازي و نظام‌سازي است. در اين 47 نفر اينقدر اينها قشنگ تمرين نظام سازي كردند، مي‌گويند مردم چيني(Nation bulding)، دولت سازي (State bulding)، تمدن سازي (System bulding) به دو روش صورت مي‌گيرد يا مردم از ترس دور هم جمع مي‌شوند يا از سر محبت اينها از ترس مشكلاتي كه در جزيره وجود دارد دور هم جمع مي‌شوند، از سر محبت بين آنها علاقه‌هاي عاطفي به وجود مي آيد، ملات رابطه‌شان مي‌شود. لذا در عراق اصلي‌ترين مسئله‌شان دولت چيني است.

علوم استراتژيك، سه كار اصلي مي‌كند، دولت چيني، مردم‌چينيونظام‌چيني. در افغانستان ملت سازي مي‌كنند، كتابهاي جديد فوكوياما را ببينيد. در عراق دولت چيني مي‌كنند. در لبنان و فلسطين دولت چيني مي‌كنند. ما با آمريكاييها رقابت مي‌كنيم، آمريكا در لبنان يك دولت به وجود آورده است يك شق‌ آن جريان حزب‌الله است. در فلسطين يك دولت آنها به وجود آوردند كه ابومازن است، در كرانه باختري يك دولت به وجود آمده كه جريان اسلامگراست و در نوار غزه است. يعني اين حكومتها دو سر دارند. در جمهوري آذربايجان، پاكستان، افغانستان و عراق اينها دارند دولت چيني- ملت چيني مي‌كنند.

در اين فيلم روش‌هاي دولت‌چيني، ملت‌چيني توسط اينها را به خوبي نشان مي‌دهد. گروه ديگري از اينها كه افتادند گوشه‌اي از جزيره، همه لت و پار مي‌شوند، يعني نمي‌توانند دولت چيني كنند. آنهايي كه ليدر آنها اسپانيايي است. اما جك شفرد كه چوپان اينهاست وقتي تهديد مي‌شود 4 اسلحه در هواپيما بوده است. يك زن را صدا مي‌كند كه پليس بوده است. مي‌گويد مي‌خواهيم ارتش راه بيندازيم، چه چيزي نياز داريم؟ خودش بخش سيستم بهداشت و درمان را راه مي‌اندازد، سيستم شكنجه راه‌ مي‌اندازد.

فرد مسلمان را مي‌گذارند كه ساوير را شكنجه كند، همه وسايل را جمع كرده بود، نمي‌داد؛ يكي از اينها آسم دارد، ساوير وسايل اين را مي‌گرفت و از آنها باج مي‌خواست. او را سيستم امنيتي و شكنجه گر اين گروه مي‌گذارند. ببينيد دولت چيني ملت چيني نشان مي‌دهد كه آمريكاييها و انگليسيها چقدر در اين قضايا مسلط هستند. سيطره آنگلوساكسون‌ها بر جزيره جهاني را نشان مي‌دهد، تقابل و همكاري آنگلوساكسون‌ها و يهود در مديريت و سيطره جهان؛ تمام اين فيلم بنجامين يهودي با جك ضد و دشمن هم هستند. يك موقع اين اسير اينها مي‌شود، يك موقع آن اسير اينها مي‌شود. اما آخر سر غده‌ي در كمر يهودي را همين دشمن معروف يعني جك درمي‌آورد. درواقع مي‌گويند براي مديريت بر جهان همكاري ما يعني يهودي‌ها با آنگلوساكسون‌ها ضروري است.

در اين فيلم و در اين جزيره يك عدد رمزي وجود دارد كه بايد صفرش بكنند. عدد "108" مدام اين كنتور مي‌اندازد يك تأسيساتي زير جزيره پيدا مي‌كنند كه اگر اين كار را انجام ندهند جهان منهدم و متلاشي مي‌شود. آن عدد 108 را وقتي در سايت اصلي فيلم لاست مي‌بينيد، مي‌گويند اين عدد را از بودا گرفته‌اند.

در انديشه بودائيسم و هندوئيسم 108 گناه وجود دارد. يعني هركدام يك دقيقه است و هر 108 دقيقه يكبار بايد اينها رمزي را وارد كنند كه جهان منهدم نشود. چه كسي قبلاً پاي كامپيوتر بود؟ هيوم ملحد انگليسي، از اينجا به بعد جان لاك و جك مي‌نشينند پاي كامپيوتر كارشان اين است كه هر 108 دقيقه كه اين كنتور مي‌اندازد يعني هر 108 باري كه بشر يك دور همه گناهان را انجام مي‌دهد اينها هستند كه نمي‌گذارند جهان متلاشي شود. القا از اين آشكارتر؟ در هيچ كار سينماي اينها انجام نداده بودند.

يك آدم دارند العياذبالله امام زمان آنهاست. در اين فيلم يك فيزيكدان آوردند كه فارادي (Dan Faraday)است. كاملاً المانها اصلي است. در خود اين دائرة‌المعارف فيلم هم در اينترنت هم گفته‌اند همان فراداي فيزيكدان معروف انگليسي است. وقتي كه اينها مي‌آيند در جزيره پياده مي‌شوند با همان زن مردم شناس با چتر سقوط مي‌كنند، مي‌آيند در فيلم يك موشك از روي كشتي تست مي‌كنند، يك موشك كوچك آزمايشي كه به جزيره برخورد كند. ساعت مي‌گيرد مي‌بيند دودقيقه اختلاف ساعت دارد. يك دقيقه و 30 ثانيه بايد مي‌آمده، 3دقيقه و 30 ثانيه مي‌آيد، همانجا متوجه مي‌شويد اين جزيره وجود ندارد، اصلاً در عالم برزخ است؛ يعني از زمان عبور اين جزيره وقتي كه اين موشك دو دقيقه اختلاف داشته است. وقتي گروه اول با هلي‌كوپتر مي‌رود هيوم هم همراه آنها است، هيوم وقتي از زمان عبور مي‌كند و وقتي برمي‌گردد درعالم واقع، ذهنش به هم‌ مي‌ريزد. مثل كامپيوتر كه مي‌ريزد به هم، فاراداي تلفن را به دست مرد عرب مي‌دهد و بعد امامت مي‌كند بر زمان.

ببينيد ما يا در زمان هستيم مثل ما. بعضي‌ها با زمان هستند و بعضي‌ها بر زمانند. فاراداي در اين فيلم بر زمان است. چطور؟ تلفن را دستش مي‌گيرد به ديويد هيوم مي‌گويد بيا او را مي‌برد 16 سال پيش. از لندن برو آكسفورد بيا در فلان طبقه و فلان كلاس و او را در كلاس خودش مي‌برد. 16 سال پيش همين معادلات جزيره را طرح مي‌كرده است. يعني "بدون زماني" تلقي كه ما از امام زمان داريم اين است كه امام در زمان نيست كه مثل ما شامل زمان باشد. امام با زمان هم نيست، امام بر زمان است. بقدري زيبا توانسته اين امامت بر زمان را توسط اين آدم القا كند كه شما به سادگي متوجه مي‌شويد آنها امام زمان دارند. يعني غولي مثل ديويد هيوم معادلاتش ريخته به هم حالا تلفن را مي‌دهد دستش بعد هدايت مي‌كند از زمان فعلي به 16 سال پيش آرام آرام مي‌گويد بيا اينجا بعد مي‌بيند همين زمان فعلي است. يعني اين معادله ذهني او را با تماس تلفني درست مي‌كند.

سينماي استراتژيك ناتوي فرهنگي در دوره جنگ سرد و بعد از جنگ سرد و دوره جديد هردفعه يك پيام داشت؛ اگر يك روز جيمز باند را در مقابل شوروي مي‌ساختند اگر عليه سيستم هسته‌اي مس‌ساختند الآن مسئله‌شان تروريسم و اسلام‌هراسي و مواجهه با اينكه اسلام تمدن سازي نكند.

انگاره‌هايي كه اسلام با آنها تمدن سازي مي‌كند "تقوا"، "حيا"، "ايمان" و "يقين" است. در اين فيلم‌ها هر چهار انگاره، مورد هجوم قرار مي‌گيرد. من براي اينكه نقد فيلم لاست را جاهاي مختلف انجام مي‌دهم، دوبار مجبور شدم كامل ببينم و ابعاد مختلف آن را ارزيابي كنم. واقعاً اگر ما يك روز جوانانمان در هنر سينما به جايي برسند كه جامعه آرماني موردنظر جمهوري اسلامي و اسلام و انسانهاي تراز اسلام و قرآن را با اين ابعاد و هنر بتوانند انجام دهند، اندازه ميليونها جلسه سخنراني و هزاران منبر و صدها كتاب ارزش دارد. ولي ليبراليسم آمده حيازدايي، مقابله با تقوا، اصالت خرافه و جادو، تثبيت اينكه شما هر 108 گناه را انجام دهيد ما آنگلوساكسون‌ها نشستيم پاي آن و دنيا را رِست مي‌كنيم، صفر مي‌كنيم تا از نو شروع شود.

همان كاري كه در فيلم كنسانتين(Constantine)، لوسيفر (Lucifer) انجام داد. يعني پزشك به كنسانتين گفت اگر اينگونه سيگار بكشي ريه‌ات نابود مي‌شود و مي‌ميري، تو سرطان گرفتي، در آخر فيلم كنسانتين، لوسيفر دست كرد در ريه‌هاي اين تمام لجن‌ها و دود ريه‌اش را بيرون آورد. يعني تو به آن اينكار را بكن و اين كار را نكن‌ها گوش نكردي راحت باش من لوسيفر آخرمي‌خواهم گناهانت را ببخشم، اينجا در اين فيلم القا مي‌كند كه 108 گناه را كه هر بار بشر انجام مي‌دهد يك دور اين صفر مي‌شود، يعني آنگلوساكسون‌ها دوباره كنتور حركت جهان را مي‌زنند.

فضاي كلي سينماي ناتوي فرهنگي القاي بي حيايي است(Porn). فقط در دو سال قبل آمريكايي‌ها 35ميليون وب‌سايت پورن ثبت شده داشتند. يعني آن تعداد وب‌سايت پورن و تصاوير مستهجني كه قبلاً ثبت شده هيچ، از دو سال پيش 35 ميليون وب سايت ثبت شده است. دفاع از همجنس‌گرايي و موارد از اين قبيل، مگر غير از اين بود كه قوم لوط بخاطر همين چيزها از هم پاشيد.

پس سينماي ناتوي فرهنگي در يقين زدايي و ايمان زدايي و حيازدايي و تقوا زدايي پايه اصلي را دنبال مي‌كند. پيام آن مثل فيم لاست اين است كه بهشت موعودي كه گفته شده همين ليبراليسم است. ببينيد كه تصاوير چقدر كارت پستالي است و شما راه برون رفت از اين نداريد. اما يادتان باشد جوانهاي مختلف جهان شما نمي‌توانيد هيچ زن آنگلوساكسوني يعني سرزمين و تفكر و تمدن آنلگوساكسون را صاحب شويد. در اين فيلم در ماجراي آن پسر عرب، نه فقط دختر آمريكايي را مي‌كشند كه اينها با همديگر علاقمند شدند، بچه دار نشوند، تمدن اسلامي نتواند حتي جزئي از آن قسمت لمپني تمدن غرب را هم اشغال كند، بلكه خود نامزد اين كه يك دختر عراقي بود و زمان صدام انقلابي بود و شكنجه مي‌شد، توسط خود اينها كشته مي‌شود، يعني در قسمت‌هاي آخر فيلم حتي خود تمدن اسلامي كه نماينده آن، اين آدم لمپن صدامي مي‌شود، خود اين از مسلمانها نيز نمي‌تواند زاد و ولد داشته باشد و ادامه دهد. اما تمدن آنگلوساكسون دارد، يعني آن دختر كره‌اي برمي‌گردد سرزمين خودش و بچه دار مي‌شود. پس بقاي تمدني را چگونه مي‌بينند؟ ‌با نگاه نئوليبراليسم.

دوست داشتم در اين سينماگرهاي ما يكي وجود داشته باشد مثل اين، يك فيلم درست كند. مثلاً فرض كنيد يك كاراكتري مثل "باربي" بيايد عاشق يك پسر ايراني شود و پيام اينگونه بدهد. نه تنها نيست، بلكه ضربه آخري كه زدند اين بود كه يك هنرپيشه ايراني بازي كرده بود با بازي دي كاپريو. از اين دلم مي‌سوزد من 4 سال پيش در حوزه علميه كلاس داشتم سر برخي از كلاسها خبرنگارها هم مي‌آمدند.

من فيلمي را در سينما ديدم به نام "جايي ديگر" همين خانم بازي كرده بود. من اعتراض كردم خبرگزاري هاي مثل مهر، فارس اين را منعكس كرد كه فيلم جايي ديگر اين فيلم در سينماي استراتژيك است و بسيار خطرناك است. فيلم جايي ديگر ماجراي فرار چند ايراني بود به يك جزيره كه يكي بيايد اينها را خارج ببرد. يك آدم دو جنسيتي است يك آدم سياسي است كه از شوهرش فرار كرده اين خانم در فيلم يك دختر جنوبي است كه حامله شده معلوم نيست كه چه كسي حامله اش كرده براي اينكه بچه اش را سقط نكند از ترس خانواده‌اش فرار كرده كه از اينجا بيرون رود. يكي از هنرپيشه‌ها باصطلاح روشنفكر در اين فيلم هست كه اين فرد قبلاً جبهه مي‌رفته عكاس بوده در جنگ. يعني كسي كه وقايع جنگ را ثبت مي‌كرده اين در فيلم مي آيد مي شود محافظ و مراقب دختر. يعني كسي كه به اين دختر نماد سرزمين و عقيده تجاوز كرده اين را بچه دار كرده و اين سرزمين و عقيده نمي‌خواهد اين چيزي را كه از آن حامله شده زمين بگذارد.

وقتي مي‌خواهد از اينجا بيرون رود و از كشور فرار كند حالا چه كسي محافظش مي‌شود كسي كه از اين سرزمين دفاع مي‌كرده. لحظه دفاع مردم اين سرزمين ثبت مي‌كرده و خون دادن آنها كه به عنوان اينكه مام ميهن و زنان ميهن عقايد را حفظ كنند.

خيانت فرهنگي كه افراد اين فيلم، آن را ساختند و پخش كردند و آمريكايي بودن آنها امروز كه فيلم جديد اين خانم را ساخته شده رو مي‌شود كه همه با هم خواب بودند.

هيأت اسلامي هنرمندان در سال 83 يك برنامه‌اي گذاشت، رفتم گفتم اين فيلم جايي ديگر خطرناك است اين ادامه دارد، امام مي‌فرمود: "اينها براي صد ساله‌ آينده برنامه ريزي مي‌كنند." از اين خانم چرا در فيلم‌هاي انقلابي استفاده مي‌كنيد؛ "ميم مثل مادر" اين سينماگران كه غول سينماي دفاع مقدس و روشنفكري محسوب مي‌شوند، حداقل اين ادبياتي كه من امشب براي شما گفتم نمي‌دانند!

اين فيلم پخش شد، يك صحنه دارد در اين فيلم كه آقاي مصفا با همين خانم مي‌رود خرابه‌هاي همان جزيره، خرابه‌هايي كه در جنگ‌هاي قديم اين ايرانيها دفاع كردند از آن و ويران شده است؛ (نقل به مضمون) مي‌گويد: "چرا قديمي‌هاي ما مقاومت مي‌كردند، مرزها براي چيست؟!" يعني چرا اجازه نمي‌دهيد هر تجاوزي صورت گيرد؟! چرا مي‌ايستيد؟! يعني پيام اين فيلم در گفتگوي تمدنها، تسليم مطلق است. بگذاريد تمدن غرب بيايد بگيرد، چكار داريد كه اين از كجا حامله شده است؟‌ بگذاريد عقيده‌تان حامله شود، بگذاريد سرزمين‌تان اشغال شود، نطفه انسان غربي در اين سرزمين ريشه بدواند.

عراق را گرفته‌اند، يك ميليون و ششصد هزار كشته ره‌آورد همين فضاي باز فكري و فرهنگي و ناتوي سياسي، نظامي و اقتصادي است. آن روز گفتم اين داستان ادامه خواهد داشت؛ حالا اين فيلم را با دي كاپريو بازي كرده است. اين فرد خودش هنرپيشه‌اي همجنس باز است. زن در ادبيات سينمايي يعني نماد سرزمين. وقتي اين مي آيد عاشق خانم مي‌شود، اولين برخوردي كه با همديگر دارند مي گويد "تو ايراني هستي؟" مي گويد "نه! پدرم ايراني است" اين فيلم براي مصرف داخل ساخته شده و با استانداردهاي هاليوود نيست. گفتند كه گونه‌اي بسازيم فعلاً ‌داخل ايران مقاومت زياد نشود، خيلي به هنرمندها فشار نياورند، خيلي بد نشود، سنگين نشود.

بله! خانم در اين فيلم پوشيده است. ارزشهاي نيكول كيدمن، دمي مور و ديگر بازيگران توالت‌ها و رختخواب‌هايشان در اين فيلم نيست. اما علناً‌ مي‌گويد "انسان ايراني! من اين فيلم را براي جامعه تو ساختم، تو كه از زمان كشتي تايتانيك تا به امروز دي‌كاپريو را مي‌شناسي"، از دار و دسته نيويوركي‌ها تا بحال دي كاپريو را مي‌شناسي و فكر مي‌كني اين چهره علاقمندي است و تو جوان ايراني كه با او سمپاتي داري، مي‌گويد كه او عاشق سرزمين توست، عاشق عقيده توست.

آخر فيلم وقتي مي‌آيد از بيرون نگاه مي‌كند به آن بيمارستان و آن دختر را در داخل مي‌بيند؛ يعني من از بيرون سرزمين تو ايستاده‌ام و عاشق تو هستم. "القاي رواني" آنوقت يك احمقي به نام هنرمند در روزنامه‌ها مي‌نويسد "بالاخره داريم ديده مي‌شويم!" اگر ناموست را هم بخوابانند در رختخوابهايشان مي‌نويسي ديده مي‌شويم؟

روزي كه داد زدم سر قضيه‌ي دختران ايراني كه به دوبي مي‌رفتند، آخر بحثم گفتم اين يك مسئله امنيت ملي است، مسئله 4 دختر نيست. قاضي در دادگاه گفت: "اگر خانمي خودش دلش خواست برود چي؟" گفتم: "مثل اينكه بقيه‌اش گوش ندادي، من به عنوان يك متخصص علوم استراتژيك مي‌گويم مسئله امنيت ملي است." براي اين تمدن "حيا" مطرح است كه اگر زده شد نابود مي‌شود. اينها آمدن سراغ زنان و دختران جامعه ما. حالا اگر خودش خواست برود، برود! آن هنرپيشه و سينماگر نفهم كه اين را بت مي‌كند، به او نقش مي‌دهد در فيلم سينماي شاخص دفاع مقدس، اگر نگفته بودم آن روز در قم، اگر خبرگزاري‌ها منعكس نكرده بودند، اگرهيئت اسلامي هنرمندان برنامه نگذاشته بود، همه اينها را جمع نكرده بود، مي‌گفتم، نگفتيم.

مي‌گفتند محيط روشنفكري كشور، مديران فرهنگي سياسي اجتماعي را توجيه نكرده است. اما امروز اين فيلم را ساختند، ببينيد چه وقت بوده، اگر همين آدمها را در رختخواب دراز نكردند و فيلم درست نكردند و القا نكردند به جوان ايراني كه ببين انساني مثل دي‌كاپريو، شومپن و ديگران مثل ال پاچينو و رابرت دنيرو، عاشق سرزمين و عقيده تو هستند، آنوقت احمق مي‌نويسد كه "ديده مي‌شويم" شايد تو دوست داشته باشي ناموست را بخواباني كنار دست انسان غربي، اما اين مملكت هفت‌هزار سال با غيرت روي پا مانده است، حتي زماني كه اسلام نبوده.

شما آنروز كجا بودي كه خون داده مي‌شد تا اين مملكت ذره به ذره و ميلي‌متر به ميلي‌مترش دست غربي‌ها واسرائيلي‌ها و عراقي‌ها و ديگران نيافتد شما كه حداقل ادبيات سينمايي را نمي‌دانيد. حداقل سينماي ديونيزس و آپولونيس را نمي‌دانيد، حداقل نمادها را نمي‌شناسيد. ديديد يك آدمي از راه رسيد يك فيلم "اخراجيها" ساخت، گفتيد كه شما حزب‌اللهي‌ها اصلاً سواد نداريد، ولي روي دست همه محيط روشنفكري سينمايي شما زد. حالا ما در اين محيط مي‌خواهيم چيزي نگوييم، حرفي نزنيم، آخر اين چه مصيبتي است كه بر سر مملكت آمده است. وقتي گفتند اين خانم فيلم جايي ديگر را بازي كرده، دعوت مي‌كند كه بياييد ما را تصرف كنيد، دعوت مي‌كند كه ما را اشغال كنيد، اگر جنگ خواست صورت گيرد مقاومت نكنيد، اين پيام ضد مقاومت دارد.

چرا دستگاه اطلاعاتي ما با اين فيلم برخورد نكرد. چرا دستگاه قضايي ما با اين فيلم برخورد نكرد. حالا همه ماندند چه كنند با خانم كه رفته اين فيلم را بازي كرده است. حالا پوشيده بوده، مثل اينكه كلاه گيس سرش بوده! مگر فرقي هم مي‌كند؟ صحنه‌هاي ديگري كه اين خانم برهنه ايستاده، مصاحبه مي‌كند، كلاه گيس سرش است؟ چرا كلاه شرعي سر خودتان مي‌گذاريد؟ امروز اسنادش موجود است كه اين آدم را مطرح مي‌كنند كه يك روز بگذارند رو‌به‌روي هنرپيشه‌هاي غربي، حواسشان نبود! حيثيت سينماي كشور اينگونه مي‌رود. اين خانم -مثل همان فاحشه‌اي كه مي‌رود دوبي- با اختيار خودش مي‌رود، اين فيلم را بازي مي‌كند، اما اين خانم ايراني نيست. سرزمين ايران به هيچ‌وجه توسط هيچ سرباز آمريكايي اشغال نخواهد شد؛ خطبه 27 نهج‌البلاغه اين را به ما گفته كه ذليل و خوار نشد مگر كسي كه در خانه خودش با دشمن جنگيد.

ما پيرو علي عليه‌السلام هستيم، اجازه نمي‌دهيم كه سرباز آمريكايي در سرزمين ما بيايد؛ انديشه اسلامي و ايراني توسط انديشه ليبراليسم حامله نخواهد شد، اين را يادتان باشد روشنفكران سكولارهاي ايراني و استراتژيست‌هاي غربي، مادامي كه ما اينجا ايستاديم چشم ما باز است، ذهن ما باز است، طول و عرض ابعاد تفكر شما را شفاف مي‌كنيم و بزرگترين ضربه به يك تفكر مهاجم اين است كه مشتش را باز كنيد.

من نگفتم كه نئوليبراليسم دارد نابود مي‌شود، "ژوزف استيك ليتس" گفت؛ خيلي قبل از اينكه "فرانسيس فوكوياما" گفته كه آمريكا از هم مي‌پاشد گفته بودم، لذا باز هم مي‌گويم شايد وزارت ارشاد جمهوري اسلامي خواب باشد، شايد دستگاه تبليغاتي ما نداند، شايد نظام روشنفكري ما متوجه نباشد، اما صرف بازي يك خانم كنار دست يك هنرپيشه همجنس‌باز مسئله اين نيست، بلكه مسئله اين است كه زن در ادبيات نمايشي يعني سرزمين و عقيده و وقتي يك كسي به او دل مي‌بندد يعني مي‌خواهد كه سرزمين و عقيده را تصرف كند و اين از انديشه ايراني، سرزمين ايراني، تفكر ايراني و زن ايراني بدور است؛ مگر مرد ايراني مرده باشد اين اتفاق بيافتد. گفتم كه بدانند كه ما مي‌دانيم و ما بيداريم، حالا هركسي مي خواهد برود هاليوود و هر غلطي دلش مي‌خواهد بكند، هركسي مي‌خواهد در اين مملكت بانك بسازد، هركسي مي‌خواهد منطقه آزاد تجاري ايجاد كند، هركسي مي‌خواهد ليبراليسم را در فرهنگ و اقتصاد و سياست به هر شكل آن پياده كند، ما بيداريم و مي‌ايستيم و ايستاديم.

پيام قرآن اين است كه "فإن حزب‌الله هم الغالبون" غلبه مي‌كند. فساد و انحطاط و تمدن ليبرالي در جامعه آمريكا از درون مثل خوره، آن را مي‌خورد. با فيلم دستگاه هاليوود مي‌توانند روي پا نگاه دارند؟ به اين خاطر و از اين منظر گفتم كه دوستان بدانند چهار سال پيش گفتم، دستگاه فرهنگي كشور از خواب بيدار نشد. امروز مي‌گويم براي 4 سال ديگر.

سينماي ناتوي فرهنگي سربازاني دارد، سربازان آن از آن طرف مرزها نيستند، داخل هستند. اسم آنها استاد دانشگاه مي شود، خبرنگار مي‌شود، مدير اقتصادي و مدير بانك مي‌شود، آدم منطقه تجاري مي‌شود، سخنراني و‌آدم فكري و دانشگاهي مي‌شود. سينماگر و هنرپيشه مي‌شود. سربازان ناتوي فرهنگي خود ما هستيم. هركس كه اجازه داد نفسش را شيطان قلاده بزند، ببرد.

اين فيلم پيام مي‌دهد به جهان كه ليبراليسم و نئوليبراليسم و جزيره جهاني يك محيط گم شده است. راه به كجا مي‌بريد!؟ بياييد به همين محيط، وقتي هم از آن محيط برمي‌گرديد، مجبوريد كه برگرديد. پيامبران آنها كيانند؟ جان لاك و ديويد هيوم. آدمهايي كه در آن فيلم هستند همه حرامزاده. جوانهاي مملكت ريسه مي‌روند كه فيلم لاست را ببينند، ما واهمه نداريم؛ ما پيرو مكتب آن مطهري هستيم كه مي‌گفت روبروي دپارتمان اسلام شناسي دپارتمان ماركسيسم شناسي بگذاريد، تازه بگوييد خودشان بيايند درس بدهند. من نمي‌گويم كه تبليغ شود براي فيلم‌ها، مي‌گويم برويد ببينيد، ما نسل خودمان را واكسينه مي‌كنيم. كليد پشت اين فيلم‌ها را به آنها نشان مي‌دهيم، حتي اگر استادان فلسفه و هنر در دانشگاه‌هاي ما نتوانند اين مسائل را تبيين كنند.

برای شنیدن فایل صوتی این سخنرانی، به لینک زیر مراجعه فرمایید:

http://4visit.com/play_audio.php?audio=320

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی 1388 ساعت 23:58 توسط حقیقت طلب

سلام دوستان.
این پست به استاد عباسی مرتبط نیست. فقط خواستم خبر راه اندازی یک سایت خوب رو به شما هم بدم.
سایت مرجع الکترونیکی علوم مدیریت ایران به تازگی شروع به کار کرده و اطلاعات بسیار زیاد و مفیدی در مورد علوم مدیریت منتشر کرده. البته این سایت هنوز در مرحله آزمایشی قرار داره و هر روز در حال کامل تر شدنه.
 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 23:41 توسط حقیقت طلب

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 1:21 توسط حقیقت طلب

سلام. ضمن غذرخواهی بابت آپلود نکردن طولانی مدت، لینک دانلود فایل های صوتی جدیدی از سخنرانی های دکتر حسن عباسی رو برای دوستان آماده کردم. امیدوارم مفید باشند.

راهنمای دانلود : برای دانلود سخنرانی های دکتر عباسی روی لینک های زیر کلیک راست کرده و گزینه Save traget as را انتخاب کنید.

 1)       جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - (کامل)

2)      جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش اول

3)      جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش دوم

4)      جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش سوم

5)      جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش چهارم

6)      جمهوری که بود؛ جمهوری که هست؛ جمهوری که نیست و بیست سال خامنه ایسم - 3 خرداد 88 - بخش پنجم

7)      مناظره دکتر حسن عباسی و محسن آرمین [عضو شورای مرکزی مجاهدین انقلاب] در دانشگاه شهید بهشتی در سال 1381 (با موضوع بررسی سخنان و حکم هاشم آغاجری)

8)       دکتر عباسی: آقای میر حسین موسوی باید تکلیفش را با جریانی که 250 نفرش جاسوسی می‌کنه روشن کند   

9)      پاسخ دکتر عباسی به سوالاتی در مورد انتقاد به سیاست خارجی دولت نهم - دکتر عباسی

10)   تریبون آزاد و پاسخ دکتر عباسی در رابطه اوضاع اقتصادی ایران و جهان - دکتر حسن عباسی

11)   ادامه جو سازی و فحاشی و شانتاژ طرفداران موسوی و بر هم زنندگان مراسم - دکتر حسن عباسی

12)   موضوع عدم پذیرش مناظره از طرف اصلاح طلبان و شروع هوچی‌گری و برهم ریختن همایش از طرف حامیان میر حسین موسوی - دکتر حسن عباسی  

13)   درخواست مناظره اطلاح طلبان با دکتر عباسی از طرف دانشجویان وفرار چهره‌های اصلاح طلب از مناظره - دکتر حسن عباسی

14)   بررسی موضوع عملکرد اسفندیار رحیم مشائی، مدرک جعلی کردان و ریشه‌های "کردانیسم" - دکتر حسن عباسی

15)   بررسی عملکرد جمهوری نهم در حوزه سیاست داخلی: انرژی هسته‌ای، تکنولوژی فضایی، خصوصی سازی و اصل 44 و... - دکتر حسن عباسی

16)   ورود جمهوری نهم به خطوط قرمز غرب در حوزه سیاست خارجی - دکتر حسن عباسی

17)   بررسی سیاست خارجی جمهوری هفتم و هشتم [دوران اصلاحات]، نتیجه آن و بازخورد این عمل کرد در انتخابات جمهوری نهم - دکتر حسن عباسی

18)   دانلود کامل سخنرانی دکتر حسن عباسی در اصفهان(21 اردیبهشت 88) با موضوع: جمهوری که بود! جمهوری که هست! جمهوری که نیست!

19)   غرب شناسی استراتژیک؛ اخلاق در غرب - دکتر حسن عباسی

20)   غرب شناسی استراتژیک؛ پروتکل های یهود - دکتر حسن عباسی

21)   غرب شناسی استراتژیک؛ هنر در غرب (2) - دکتر حسن عباسی

22)   غرب شناسی استراتژیک؛ هنر در غرب (1) - دکتر حسن عباسی

23)   غرب شناسی استراتژیک؛ جهان برژینسکی(2) - دکتر حسن عباسی

24)   غرب شناسی استراتژیک؛ جهان برژینسکی(1) - دکتر حسن عباسی

25)   غرب شناسی استراتژیک؛ ترانس مدرنیسم - دکتر حسن عباسی

26)   غرب شناسی استراتژیک؛ وضعیت پست مدرن - دکتر حسن عباسی

27)   غرب شناسی استراتژیک؛ نیل به گزشافت - دکتر حسن عباسی

28)   غرب شناسی استراتژیک؛ انتقال شناسی به مثابه روش - دکتر حسن عباسی

29)   غرب شناسی استراتژیک؛ فراماسونری - دکتر حسن عباسی

30)   غرب شناسی استراتژیک؛ فمینیسم - دکتر حسن عباسی

31)   غرب شناسی استراتژیک؛ پارادایم های حاکم بر جهان - دکتر حسن عباسی

32)   غرب شناسی استراتژیک؛ جهان فرانسیس فوکویاما - دکتر حسن عباسی

33)   غرب شناسی استراتژیک؛ نهادهای تصمیم ساز - دکتر حسن عباسی

34)   غرب شناسی استراتژیک؛ جهان هانتینگتون - دکتر حسن عباسی

35)   غرب شناسی استراتژیک؛ جهان تافلر - دکتر حسن عباسی

36)   غرب شناسی استراتژیک؛ ژئوپولتیک - دکتر حسن عباسی

37)   غرب شناسی استراتژیک؛ غرب هژمون - دکتر حسن عباسی

38)   غرب شناسی استراتژیک؛ مؤلفه های غرب فلسفی - دکتر حسن عباسی

39)   غرب شناسی استراتژیک؛ سکولاریسم - دکتر حسن عباسی

40)   غرب شناسی استراتژیک؛ انتقال از سنت به مدرنیسم - دکتر حسن عباسی

41)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر مدرن (جهان دکارت) - دکتر حسن عباسی

42)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر ایمان در قرون وسطی - دکتر حسن عباسی

43)   غرب شناسی استراتژیک؛ قرون وسطی(2) - دکتر حسن عباسی

44)   غرب شناسی استراتژیک؛ قرون وسطی(1) - دکتر حسن عباسی

45)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر امپراطوری روم - دکتر حسن عباسی

46)   غرب شناسی استراتژیک؛ ازخوانی تورات - دکتر حسن عباسی

47)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر یونانی مآبی (هنلیسم) - دکتر حسن عباسی

48)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر شیطان گرایی - دکتر حسن عباسی

49)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر خردگرایی(2) - دکتر حسن عباسی

50)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر خردگرایی(1) - دکتر حسن عباسی

51)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر طبیعت گرایی - دکتر حسن عباسی

52)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر اسطوره گرایی(1) - دکتر حسن عباسی

53)   غرب شناسی استراتژیک؛ عصر خرافه گرایی - دکتر حسن عباسی

54)   غرب شناسی استراتژیک؛ چرا باید غرب را شناخت؟ - دکتر حسن عباسی

55)   مهدویت؛ دفاع مقدس جهانی در دکترین مهدویت : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

56)   مهدویت؛ آینده و جهانی شدن در جامعه مهدوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

57)   مهدویت؛ اکنون آخر الزمان : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

58)   مهدویت؛ پیش به سوی آرماگدون : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

59)   عسکریت؛ دکترین عسکریت و جامعه عسکری : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

60)   نقویت؛ دکترین نقویت و جامعه نقوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

61)   تقویت؛ دکترین تقویت و جامعه تقوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

62)   رضویت؛ دکترین رضویت و جامعه رضوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

63)   موسویت؛ دکترین موسویت و جامعه موسوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

64)   جعفریت؛ دکترین جعفریت و جامعه جعفری : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

65)   باقریت؛ دکترین باقریت و جامعه باقری : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

66)   سجادیت؛ دکترین سجادیت و جامعه سجادی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

67)   حسینیت؛ جامعه حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

68)   حسینیت؛ قیام حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

69)   حسینیت؛ اصلاحات حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

70)   حسینیت؛ دکترین حسینی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

71)   حسنیت؛ جامعه حسنی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

72)   حسنیت؛ قعود ساباط : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

73)   حسنیت؛ دکترین صلح : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

74)    فاطمیت؛ جامعه فاطمی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

75)   فاطمیت؛ آتش و یاس : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

76)   فاطمیت؛ زن، سیاست، تمدن : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

77)   علویت؛ جامعه علوی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

78)   علویت؛ در محاصره : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

79)   علویت؛ دکترین غدیر : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

80)   محمدیت؛ جامعه محمدی : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

81)   محمدیت؛ مدینه النبی(ص) : مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

82)   محمدیت؛ دکترین بعثت(2): مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

83)   محمدیت؛ دکترین بعثت(1): مقدمه ای بر دکترین معصومین(ع) در ساخت سیاست خارجی - حسن عباسی

84)   سخنراني دکتر حسن عباسي در مورد آسيب‌هاي مهدويت و عزاداري امام حسين ع

 

◄ با تشکر از زحمات سایت بچه های قلم

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ساعت 8:57 توسط حقیقت طلب

در این وبلاگ، سخنرانی های استاد حسن عباسی  (HASSAN ABBASI) ، رئیس موسسه بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز و موسس اندیشکده یقین را برای دانلود دوستان حقیقت طلب قرار می دهیم. به امید آنکه مفید واقع شود. 

 

1)      الگوی زندگی انسان انقلابی (بخش اول)

2)      الگوی زندگی انسان انقلابی (بخش دوم)

3)      الگوی زندگی انسان انقلابی (بخش سوم)

4)      جامعه اخلاقی1  بخش اول (2.30 مگابایت)

5)      جامعه اخلاقی1  بخش دوم (2.20 مگابایت)

6)      جامعه اخلاقی 2   بخش اول (1.70 مگابایت) 

7)      جامعه اخلاقی 2   بخش دوم (1.72 مگابایت)

8)      جامعه اخلاقی 3   بخش اول (2.02 مگابایت)  

9)      جامعه اخلاقی 3   بخش دوم (1.98 مگابایت)

10)   بخشی از سخنرانی دکتر عباسی با عنوان ازدواج

11)   آتلانتیک کهن - آتلانتیک نو (بخش اول) 

12)   آتلانتیک کهن - آتلانتیک نو (بخش دوم)

13)   سخنرانی 3 خرداد 1383 در جمع دانشجویان دانشگاه تهران ( بخش اول)

14)   سخنرانی 3 خرداد 1383 در جمع دانشجویان دانشگاه تهران ( بخش دوم)

15)   سخنرانی 3 خرداد 1383 در جمع دانشجویان دانشگاه تهران ( بخش سوم)

16)   سخنرانی 3 خرداد 1383 در جمع دانشجویان دانشگاه تهران ( بخش چهارم)

17)   تحليل جنگ ۳۳ روزه لبنان

18)   پاسخ به سوالی در خصوص سر و وضع احمدی احمدی نژاد و . . . 

19)   عفاف و حجاب و روش به کارگيری آن

20)   ايران ۱۴۱۴ اردیبهشت 85 - قسمت اول

21)   ایران ۱۴۱۴ - اردیبهشت ۸۵ - قسمت دوم

22)   ایران 1414 - اردیبهشت 85 - قسمت سوم

23)   ایران 1414 - اردیبهشت 85 - قسمت چهارم

24)   ایران 1414 - پرسش و پاسخ - قسمت اول

25)   ایران 1414 - پرسش و پاسخ - قسمت دوم

26)   دکترین لکه جوهر در جنگ صلیبی نوین شبکه جهانی جام جم 2 (بخش اول)

27)   دکترین لکه جوهر در جنگ صلیبی نوین شبکه جهانی جام جم 2 (بخش دوم) 

28)   دکترین لکه جوهر در جنگ صلیبی نوین شبکه جهانی جام جم 2 (بخش سوم)

29)   آنفولانزای نیویورکی (بخش اول)

30)   آنفولانزای نیویورکی (بخش دوم)

31)   نوری که در چهره افراد دیده می شود 

32)   دکترین حضرت خضر(ع) و مهندسی سیاسی انقلاب اسلامی ( 3 خرداد 1384- بخش اول)

33)   دکترین حضرت خضر(ع) و مهندسی سیاسی انقلاب اسلامی (3 خرداد 1384- بخش دوم)

34)   دکترین حضرت خضر(ع) و مهندسی سیاسی انقلاب اسلامی (3 خرداد 1384- بخش سوم)

35)   دکترین حضرت خضر(ع) و مهندسی سیاسی انقلاب اسلامی (3 خرداد 1384- بخش چهارم)

36)   دکترین حضرت خضر(ع) و مهندسی سیاسی انقلاب اسلامی (3 خرداد 1384 - بخش پنجم)

37)   تجزيه و تحليل شيطان پرستي در دنياي ترانس مدرن و عينيت يافتن شيطان در قرن 21 ( استاد حسن عباسي - بخش اول)

38)   تجزيه و تحليل شيطان پرستي در دنياي ترانس مدرن و عينيت يافتن شيطان در قرن 21 ( استاد حسن عباسي - بخش دوم)

39)   تجزيه و تحليل شيطان پرستي در دنياي ترانس مدرن و عينيت يافتن شيطان در قرن 21 ( استاد حسن عباسي - بخش سوم)

40)   تجزيه و تحليل شيطان پرستي در دنياي ترانس مدرن و عينيت يافتن شيطان در قرن 21 ( استاد حسن عباسي - بخش چهارم)

41)   از کابالا تا آرماگدون، عرفان يهود و شيطان پرستي(بخش اول) -:- دکتر حسن عباسي

42)   از کابالا تا آرماگدون، عرفان يهود و شيطان پرستي(بخش دوم) -:- دکتر حسن عباسي

43)   از کابالا تا آرماگدون، عرفان يهود و شيطان پرستي(بخش سوم) -:- دکتر حسن عباسي

44)   از کابالا تا آرماگدون، عرفان يهود و شيطان پرستي(بخش چهارم) -:- دکتر حسن عباسي

45)   از کابالا تا آرماگدون، عرفان يهود و شيطان پرستي(بخش پنجم) -:- دکتر حسن عباسي

46)   رویارویی ایران و غرب - اسفند 84 - دانشگاه تبریز - قسمت اول

47)   رویارویی ایران و غرب - اسفند 84 - دانشگاه تبریز - قسمت دوم

48)   دکترین مهدویت (1) - بخش اول - 17 اردیبهشت 1382 -:- دکتر حسن عباسی

49)   دکترین مهدویت (1) - بخش دوم - 17 اردیبهشت 1382 -:- دکتر حسن عباسی

50)   دکترین مهدویت (2) و گزاره های علمی آخر الزمان - بخش اول - 24 اردیبهشت 1382 -:- دکتر حسن عباسی

51)   دکترین مهدویت(2) و گزاره های علمی آخر الزمان – بخش دوم - 24 اردیبهشت 1382 -:- 

52)   جهنم با گل طلايي(بررسي امکان ، چگونگي و نتيجه حمله آمريکا و اسرائيل به ايران) -:- بهمن 1385 - بخش اول

53)   جهنم با گل طلايي(بررسي امکان ، چگونگي و نتيجه حمله آمريکا و اسرائيل به ايران) -:- بهمن 1385 - بخش دوم

54)   جهنم با گل طلايي(بررسي امکان ، چگونگي و نتيجه حمله آمريکا و اسرائيل به ايران) -:- بهمن 1385 - بخش سوم

55)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه اول ، بخش اول - درآمدي بر سياست گذاري، تصميم سازي و چاره انديشي -:- دکتر حسن عباسی 5 بهمن 1385

56)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه اول ، بخش دوم - درآمدي بر سياست گذاري، تصميم سازي و چاره انديشي -:- دکتر حسن عباسی 5 بهمن 1385

57)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه دوم ، بخش اول - مبانی تصمیم سازی و چاره سازی و هستی شناسی تصمیم و تدبیر - -:- دکتر حسن عباسي 5 بهمن 1385

58)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه دوم ، بخش دوم - مبانی تصمیم سازی و چاره سازی و هستی شناسی تصمیم و تدبیر - -:- دکتر حسن عباسي 5 بهمن 1385

59)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه سوم ، بخش اول - انطباق چاره و سياست در تصميم و اجرا -:- دکتر حسن عباسي 12 بهمن 1385

60)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه سوم ، بخش دوم - انطباق چاره و سياست در تصميم و اجرا -:- دکتر حسن عباسي 12 بهمن 1385

61)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه چهارم ، بخش اول - درآمدي بر درخت فلسفه -:- دکتر حسن عباسي 12 بهمن 1385

62)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه چهارم ، بخش دوم - درآمدي بر درخت فلسفه -:- دکتر حسن عباسي 12 بهمن 1385

63)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه پنجم ، بخش اول - درآمدي بر طرح تطبيقي استراتژيك مدرنيسم و اسلام -:- دکتر حسن عباسي 3 اسفند 1385

64)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه پنجم ، بخش دوم - درآمدي بر طرح تطبيقي استراتژيك مدرنيسم و اسلام -:- دکتر حسن عباسي 3 اسفند 1385

65)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) تصویر مربوط به جلسه پنجم

66)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه ششم ، بخش اول - انطباق طرح استراتژيك با فلسفه -:- دکتر حسن عباسی 3 اسفند 1385

67)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه ششم ، بخش دوم - انطباق طرح استراتژيك با فلسفه -:- دکتر حسن عباسی 3 اسفند 1385

68)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) تصاویر مربوط به جلسه ششم

69)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه هفتم ، بخش اول - درآمدي بر طرح تطبيقي کلبه کرامت و کلبه دیجیتالی -:- دکتر حسن عباسی 10 اسفند 1385

70)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) جلسه هفتم ، بخش دوم - درآمدي بر طرح تطبيقي کلبه کرامت و کلبه دیجیتالی -:- دکتر حسن عباسی 10 اسفند 1385

71)   سلسله مباحث دکترينولوژي (دوره جديد) تصاویر مربوط به جلسه هفتم

72)   دکترین حسینی ( بخش اول )

73)   دکترین حسینی ( بخش دوم )

74)   دکترین حسینی ( بخش سوم )

75)   قیام حسینی

76)   جامعه حسینی 

77)   نقدی بر دموکراسی

78)   اتهامات ایشان از زبان خودشان 

79)   تروریزم روانی - شبکه ی جام جم 

80)   پاسخ به شبهات مهدویت (شبهاتی که توسط دکتر سروش مطرح شده اند) - ۲۷ شهریور ۱۳۸۳

81)   راهکارهای تداوم عدالت طلبی (۲۷ مهر ۱۳۸۴ – تبریز )

82)   پاسخ دکتر به سوالی در مورد مدرک تحصیلی ایشان (اردیبهشت ۱۳۸۵)

83)   آیا نوسازی پلیس کار آقای قالیباف بود ؟ 

84)   سخنرانی در جمع مسئولان تربیتی و آموزشی (بخش اول) 

85)   سخنرانی در جمع مسئولان تربیتی و آموزشی (بخش دوم) 

86)   پاسخ دکتر عباسی به این سوال که چرا نظام بابت کشتار منافقین در سالهای ۶۸ و صدها زندانی سیاسی و عملکرد سلیقه ای کمیته انقلاب در دهه ۶۰ که از سوی اپوزیسیون خارج از کشور بازگو     می شود عذر خواهی نمی کند 

87)   علل فقر در ایران و توضیحات مفصلی در خصوص مافیای ثروت و قدرت

88)   انحرافات در تبیین فلسفه انتظار و عزاداریهای حسینی

89)   من امپریالیستم - پس هستم (روز دانشجو - دانشگاه تهران -- انتقاد دکتر عباسی از پناه بردن دانشجو به امپریالیسم)

90)   مقاله جنگ مدل زندگی

91)      رویارویی ایران و غرب - اسفند ۱۳۸۴- تبریز

92)      از دولت کریمه تا نهضت جهانی - آذر ۱۳۸۴ - مشهد

93)      جهنم هسته ای - مهر ۱۳۸۴  - اراک

94)      پاسخگویی مسئولین - ۴ تیر ۱۳۸۳ - مشهد 

95)      شهادت طلبی و مسئله ی جهاد - ۳ خرداد ۱۳۸۳ - تهران

96)      آسیب پذیری و تهدید امنیت ملی ایران - سال ۸۲

97)      پروتکل های یهود - غرب شناسی

98)   تکنو تروریزم - شبکه ی جام جم 

 

از وبلاگ های زیر که لینک سخنرانی ها از آنها جمع آوری شده تشکر می کنیم :

۱. وبلاگ دکتر حسن عباسی                    ۲. وبلاگ آزادی بیان

 ۳. وبلاگ سخنرانی های دکتر عباسی         ۴. وبلاگ بچه های قلم

 ۵. وبلاگ عبرت ها

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 ساعت 9:18 توسط حقیقت طلب

مقاله عروسک باربی از دکتر حسن عباسی به افشای سیاستهای ایالت متحده روی عروسک باربی و سوء استفاده ابزاری ایالت متحده از این عروسک میپردازد. در ادامه متن این مقاله را می خوانیم :

 

پديده عروسك باربي

 

 در روش هاي تعليم و تربيت، مهمترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهمترين سن، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توام با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مولفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. لذا رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود. مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب، داستان، و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.

 در اين ميان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشات گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس همزات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.

 عروسك، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته است.

 

 كمپاني «متل»

 

  كمپاني متل در سال 1945،  توسط زوج «هندلر» و «مت» در ايالت كاليفرنياي جنوبي آمريكا تاسيس شد. اين شركت، ابتدا قاب عكس توليد مي كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهايت به توليد اسباب بازي روي آورد.

 

متل و «ميكي ماوس»

 

 كمپاني متل در 1955،  براي تبليغ اسباب بازي ها در نمايش هاي تلويزيوني با كلوپ ميكي ماوس به همكاري پرداخت كه موجب دگرگوني ساختاري در تجارت اسباب بازي شد.

 

جهت گيري در عروسك سازي

 

 در سال 1959،  به دليل علاقه دختر «هندلر» به عروسك هاي كاغذي،  اين شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد براي دريافت امتياز عروسك آلماني «لي لي» شد.

 

عروسك «لي لي»

 

 عروسك «لي لي»، در واقع بر گرفته از شخصيت و اندام و چهره يك زن خيابان گرد آلماني به همين نام بود. عروسك آلماني «لي لي» به عنوان يك قطعه كلكسيوني فقط به بزرگسالان به ويژه به كلكسيونرهاي اسباب بازي فروخته مي شد.

 

تغيير نژاد

 

 كمپاني «متل»، امتياز عروسك «لي لي» را از آلمان خريد، و پس از تغييراتي، صورت بندي نژادي آن را به نژاد «آنگلوساكسون» همانند كرد و به توليد انبوه آن در آمريكا اقدام نمود.

 

تولد باربي

 

 اين عروسك تغيير نژاد يافته ( به نژاد آمريكايي ـ انگليسي آنگوساكسون) باربي لقب گرفت. باربي، اسم خلاصه شده باربارا، دختر كوچك رئيس كمپاني متل يعني آقاي هندلر بود. باربي به زودي در صف اول اسباب بازي دختران در غرب قرار گرفت. در سال 1959 هر عروسك باربي به قيمت سه دلار فروخته مي شد؛ اما اكنون هر عروسك باربي اصل ساخت كمپاني متل 4500 دلار قيمت دارد.

 

از طراحي موشك ضد هوايي تا طراحي عروسك باربي

 

 طراح تغييرات «باربي» در آمريكا در كمپاني «متل»، «جك رايان» است. وي قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمريكا) طراح موشك هاي اسپارو و هاوك بود. شركت متل او را بخاطر تخصص و استعدادش در شناخت فرم هيكل زنان استخدام كرد.

 

شركت سهامي عام متل

 

 در سال 1960، شركت «متل»، سهام خود را به فروش رساند و به سهامي عام تبديل شد. از 1963 تا سال 1965، ثروت كمپاني «متل» از 100 ميليون دلار به 500 ميليون دلار افزايش يافت.

 

تولد كن ( دوست پسر باربي)

 

 در سال 1961،  كمپاني« متل» عروسك «كن» را توليد كرد. اين عروسك پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي با نامي بر گرفته از نام پسر آقاي هندلر(رئيس كمپاني متل). به اين ترتيب عروسك باربي صاحب يك دوست پسر شد.

 بعدها در سال 1963، عروسك «ميچ» و در سال 1965، عروسك اسكيپر به جمع «كن» و« باربي» پيوستند.

 

دوستان زرد و سياه باربي

 

 در سال 1968، كمپاني «متل» براي اينكه به باربي يك شخصيت تربيتي جهاني ببخشد، اقدام به ساخت و فروش عروسك هاي سياه و زردي نمود كه هيكل و اندام آنها كاملا همانند اندام باربي، ولي رنگ پوست و چهره آنها متفاوت است. عروسك دو رگه آفريقايي ـ آمريكايي براي كودكان سياه پوست در آمريكا و آفريقا كه به باربي سياهان معروف شد، با نام «كريستين» توسط كمپاني «متل» به بازار آمد. اين همه مسئله نبود؛ بازار بيش از يك ميلياردي زرد پوستان در آسيا و همچنين تربيت غربي دختران آنان، ضرورت نگاه فرهنگ غربي به آن عرصه را جدي ساخت. در سال 1990، «كي يرا» باربي ژاپني ها و چيني ها را ساخته و روانه بازار كرد. در كنار اين دوست زرد پوست باربي، دو سال قبل از آن (1988) ترزاي آمريكاي لاتين به جمع دوستان باربي پيوسته بود.

 

گسترش فعاليت هاي كمپاني متل

 

 از 1965، سال كمپاني متل در راستاي تبليغ و ترويج باربي به ساخت و فروش اسباب بازي هاي جنبي و تكميلي آن پرداخت: اسباب بازي «ببين و بگو» در مهد كودك ها، خودروهاي مسابقه اي احتراقي، اسباب بازي هاي الكترونيكي، سرگرمي هاي ويدئوي خانگي، پازل ها و……

 

اساسنامه كودكان

 

 در سال 1978، متاثر از شعار حقوق بشر رئيس جمهور وقت آمريكا، جيمي كارتر مبني بر بسط حقوق بشر در جهان، كمپاني متل با ديد بشر دوستانه!!؟ اساسنامه جهاني كودكان را تنظيم نمود كه به شكل قابل توجهي شركايي را به صورت غير انتفاعي در اتحاديه اي پيرامون اساسنامه مزبور ( از سراسر جهان) گرد آورد.

 

متل كمپاني چند مليتي

 

 كمپاني آمريكايي متل، براي ترويج باربي در سال 1986، شركت «هنگ كنگي اراكو» را تاسيس كرد. در سال 1988 با كمپاني «والت ديسني» در جهت توليد و بازاريابي اسباب بازي ها و فيلم هاي شخصيت هاي عروسكي و كارتوني معروف والت ديسني در سراسر جهان، قرارداد همكاري منعقد نمود. همچنين در سال 1988، كمپاني «متل» كل سهام شركت اسباب بازي سازي فرانسوي اس. اي را خريد و در سال 19898شركت «كورجي تويز» انگليسي را تاسيس كرد. با توجه به گسترش نفوذ باربي، كمپاني متل در 1991 شركت «آويوا»، توليد كننده اسباب بازي هاي ورزشي را تاسيس كرد.

 از اين پس به ترتيب:

  - در 1992 تاسيس شركت هاي بين المللي از سوي متل.

  ـ در سال 1993 جذب مجموعه محصولات «فيشر پرايز» (توليد كننده اسباب بازي پيش دبستاني) به مجموعه متل.

  ـ در سال 1994، تاسيس شركت كرانسنكو براي توليد اسباب بازي هاي معروف باربي در انگليس، توسط متل.

  ـ در سال 1995، تدوين مقررات حقوقي توليد و توزيع عروسك هاي بزرگ كاپچ كيدز توسط متل.

  ـ در سال 1997، ادغام كمپاني اسباب بازي نايكو در متل.

  ـ در 1997 خط توليد باربي دست به ساخت و عرضه يك عروسك معلول سوار بر ويلچر به نام «اسمايل» كرد.

  ـ در سال 1998 خريداري كمپاني اسباب بازي سازي پرنده آبي از انگليس.

  ـ در سال1998 توليد دختر مطلوب آمريكايي در دو مجموعه اول( مجموعه اول دختران7-3 ساله و مجموعه دوم دختران 12-7 ساله) شامل سليقه هاـ علايق ـ الزامات و…. 

 

 

كمپاني متل و هري پاتر

 

 در سال 2000، كمپاني «متل» امتياز مجموعه بازي ها و فعاليت هاي سرگرم كننده پيرامون داستانهاي «هري پاتر» شامل: عروسك هاـ پازل هاـ خودروهاـ بازي هاي كامپيوتري ـ و فيلم هاي مربوط را ( با همكاري كمپاني سينمايي وارنر) خريداري نمود.

 

معاهده جهاني تي. اچ. كيو

 

 در سال 2001، كمپاني متل به معاهده جهاني چاپ و انتشارات تي اچ كيو براي گسترش و نشر بازي هاي آموزشي و نرم افزارهاي توليدي خود با توجه به ذخاير كمپاني متل شامل باربيـ هاتوي ـ دختر آمريكايي ـ مچ باكس و فشير پرايز، به معاهده جهاني چاپ و انتشارات تي. اچ. كيو وارد شد.

 

فيلم هاي باربي

 

 در سال 2001 عروسك «باربي» در اولين فيلم كامپيوتري خود به نام باربي در فندق شكن ظاهر شد. از آن پس تاكنون، تعداد قابل توجهي فيلم كامپيوتري، انيميشن، فيلم سينمايي، و مستهجن سكس در مورد باربي توليد شده است.

 

دوباره سازي باربي

 

 در طي ساليان گذشته، باربي بيش از 500 بار در نقش ها و شخصيت هاي متفاوت عرضه شده است از آن جمله: پرستار، افسر پليس، آموزگار، پزشك، دندانپزشك، دامپزشك، خواننده موسيقي راك، ژيمناست، كارآگاه، افسر نيروي دريايي، افسر خلبان،  مهماندار هواپيما، دزد، گدا و… كه اين شخصيت پردازي ها، براي كاركردهاي تربيتي اين عروسك است.

 

باربي و سياست

 

 در طول 40 سال گذشته عروسك باربي فعال در عرصه سياست آمريكا بوده است. در طول انتخابات ايالتي و ملتي، باربي بسيار فعال است. در طول جنگ ويتنام، گرانادا، پاناما و در انتهاي جنگ سرد، باربي نقشهاي متفاوتي ايفا كرد.

 در طول جنگ عراق و آمريكا در سال 1990، عروسك باربي با پوشش يونيفورم نظامي آمريكايي به تهييج افكار عمومي مردم آمريكا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نيز باربي با پوشيدن يونيفورم نيروهاي نظامي ضد تروريست، با ايفاي نقش جديد خود به تهييج افكار عمومي پرداخت. تيتر آگهي هاي تبليغاتي باربي، براي نبرد ضد تروريسم اين بود: باربي ـ روح آمريكايي.

 

باربي و تعليم و تربيت

 

 خانم «روت هندلر» همسر رئيس كمپاني متل دريافته بود همچنان كه فرزندش باربارا رشد مي كند، به شخصيت سازي و تقليد از بزرگسالان در رفتار با عروسكهاي كاغذي مي پردازد، بنابراين طرح ايده ابداع عروسك واقعي (سه بعدي) به ذهن او خطور كرد.

 پس از ساخت باربي، تصميم بر اين شد تا مدل هاي گوناگوني از لباسها در اختيار كودكان قرار گيرد تا آنان بتوانند شخصيت دلخواه خود را در مدل هاي مختلف به باربي ببخشند. به مرور زمان باربي كاركرد مهمي يافت؛ باربي به دختران آموزش مي داد كه جامعه مدرن از آنها به عنوان يك زن چه انتظاري دارد.

 كمر باريك و اندام كشيده باربي باعث شده است تا دختران نوجوان در غرب و ساير كشورها براي اينكه اندامشان شبيه باربي شود يا از الگوي باربي خيلي فاصله نداشته باشد، از خوردن غذا به اندازه كافي در سن رشد خود پرهيز كنند. لذا آمار حيرت آور سازمانهاي بهداشتي غرب از سوء تغذيه دختران غربي خبر مي دهد.

 چون مطرح مي شد كه تركيب اندام باربي هيچگاه به هم نخواهد خورد، لذا در تربيت دختران براي اينكه در سنين بزرگسالي هيچگاه آبستن نشوند، در حفظ تناسب اندام آنان بسيار موثر بود. در دهه 90 ميلادي به دليل كاهش نرخ توليد مثل در غرب به ويژه در آمريكا، باربي براي تربيت دختران در آن زمينه وارد صحنه شد و در 1955 اين عروسك با يك جنين در شكم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربي به دست خود، اشتياق مادر شدن بيابند. امروزه اسكيپر كه خواهر كوچك باربي محسوب مي شود، بخشي از پاسخ به درخواست سياست گذاران فرهنگي براي بچه دار بودن باربي است.

 نگاهي به تحول لباسها و شخصيت باربي، بيانگر آن تحول اجتماعي است كه باربي در آن آفريده شده است. امروزه عروسك بزرگ باربي در هيكل يك دختر جوان حقيقي، براي مقاصد مستهجن در فروشگاه هاي غربي خريد و فروش مي شود. تعداد زيادي از هنرپيشه ها و خوانندگان زن غربي با صرف هزينه هاي زياد اندام و چهره خود را همچون باربي مي سازند تا مورد توجه عموم واقع شوند. امروزه باربي بر روي تمام وسايل مورد استفاده كودكان و نوجوانان اعم از لوازم التحرير، لوازم بهداشتي و آرايشي، پوشاك، اسباب بازي، لوازم تزئيني و… حك شده است و حتي خوردني هاي فانتزي كودكان مانند آدامس و شكلات نيز از حضور باربي بي نصيب نيستند. چه اينكه دخترها در سراسر جهان بايستي حضور مدل و الگوي غربي خود( باربي) را همواره در پيرامون خود حس كنند. مادران غربي مي پرسند؛ چرا دختران ما زودتر از آنچه كه بايد بالغ مي شوند؟ دليل اين بلوغ زودرس جنسي دختران ما در چيست؟

 

استراتژي فرهنگي آمريكا و باربي

 

 از آنجا كه بيان دكترين فرهنگي آمريكا بر اومانيسم (بشر مداري به جاي خدا محوري)، ليبراليسم(اباحي گر)، سكولاريسم(عرفي انديشي و دنيا گرايي) و هدونيسم (لذت محوري) است، طبيعي است كه سياستمداران و استراتژيست هاي فرهنگي آمريكا تلاش نمايند تا از طريق شيوه و راهكارهاي مختلف، بنيان فرهنگي خود را تقويت، و آن را در آمريكا و در سراسر جهان بسط و تسري دهند. يكي از اين شيوه ها، تربيت دختران آمريكا و سراسر جهان با گزاره هاي فرهنگ آمريكايي است. لذا به عنوان بهترين و كارآمدترين راه، اگر دختران ساير ملت ها با «ارزش» هاي آمريكايي تربيت شوند، اين دختران، نقش همسران و مادران را در جوامع خودشان عهده دار مي شوند، لذا مبتني بر ارزش هاي آمريكايي، جامعه شان را اداره مي كنند و اين مهمترين كاركرد تهاجمي يك فرهنگ مهاجم است كه شهروندان، ديگر ممالك را با ارزش هاي خود بپرورانند.

 اينگونه است كه باربي در استراتژي فرهنگي آمريكا واجد بالاترين تأثيرها و ارزش گذاري هاست. و در عرصه پدافند در برابر تهاجم فرهنگي عروسك باربي، مهمترين اقدام در گام نخست تبيين مخاطرات تربيتي و فرهنگي اين عروسك است. لذا هشدار بصيرت بخش در صدر اين اقدامات است.

 

مكانيزم تربيتي عروسك باربي

 

 عروسك باربي بر خلاف ساير عروسكها تداعي كننده بچه نبوده و داراي چهره بچه گانه نمي باشد، بلكه يك زن بيست ساله آمريكايي با تمام مشخصات اندامي آن است كه با دقت فراوان طراحي و ساخته مي شود و با حضور تصاويرش در اكثر مايحتاج و ملزومات ضروري كودكان و نوجوان از قبيل لوازم التحرير، كيف، كفش، شكلات ها، ظروف، البسه، ساعت، وسايل شخصي و… كه به بيش از دهها هزار مورد موجود در بازار حتي بازار داخلي مي رسد، ملكه ذهني كودكان و نوجوانان گرديده و خود را به آنان تحميل و موجب خريد عروسك مي گردد. خريداران باربي با خريد يك عروسك كارشان تمام نشده و مجبورند تمام وسايل مكمل آن را از قبيل لباس خواب، وسايل حمام، مايوي شنا، لباس مهيماني، وسايل آرايش و… را كه همه ساله در چندين نوبت نيز تغيير مد داده، بازسازي و توليد مي شوند را تهيه و همواره آن را به روز نمايند. بديهي است مدل لباس باربي و تمام آنچه كه تحت عنوان متعلقات عروسك عرضه مي شود، مدل لباس و ساير وسايل مورد نياز دختران و زنان قرار گرفته و بدين صورت دختران مأنوس با اين عروسك با سليقه باربي ( يا به قول دقيقتر با سليقه و خواست يك زن آمريكايي) بزرگ شده و در زماني كه به سن انتخاب مي رسند، دقيقاً داراي سليقه اي همانند باربي (يا يك زن آمريكايي) مي باشند. بنابراين هر آنچه در تمدن غرب براي انحطاط بشر توليد و عرضه مي شود، قبلاً ذائقه و احساس نياز به آن را با هزينه مصرف كنندگان به وجود آورده اند پديده «باربي بيس» يكي از نمودهاي عيني در داخل كشور است كه متخصصان تربيتي و تغذيه داخلي با نگراني فراوان از طريق رسانه هاي جمعي در جستجوي راه حلي براي آن و اطلاع رساني به خانواده هاي ايراني براي پيشگيري و جلوگيري از گسترش آن هستند؛ در شرايطي كه در صفحه نيازمندي هاي روزنامه هاي صبح و عصر آگهي هاي بسيار فريبنده اي با عبارات اغفال كننداي دختران اين مرز و بوم را با وعده و وعيد فراوان به باربي شدن دعوت مي نمايند.

 نبايد فراموش كرد كه تا اين لحظه، هيچ كشور و ملتي نتوانسته است در برابر باربي، رقيبي ماندگار و جدي بتراشد و در اين عرصه كاملاً شكست نخورده باشد كه از جمله «عروسك سندي» در انگليس مي باشد.

 باشد كه عروسك هاي ملي “سارا“ و “دارا“ كه از نژاد آريايي و داراي فرهنگي ايراني ـ اسلامي مي باشند، بتواند خلا مزبور را پر نموده و در رقابتي سنگين و نفس گير، باربي را در رزمگاه تربيتي دختران جهان اسلام با شكست روبرو سازد.

 

منبع : http://edvardo.blogfa.com/post-6.aspx

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 22:43 توسط حقیقت طلب

دکتر حسن عباسی سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه تهران با اشاره به اینکه دکترین امام راحل؛ ولایت فقیه است گفت : حضرت امام در شرایطی دکترین ولایت فقیه را به اوج خود رساند که جهان در دو قطب شرق و غرب بود و اومانیسم یا انسان محوری مطرح بود.

به گزارش خبرگزاری مهر، حسن عباسی رییس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز به عنوان سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه این هفته تهران بااشاره به اینکه برخلاف تصور عمومی ، انقلاب اسلامی با امام راحل  و در 15 خرداد 42 آغاز نشد گفت: نقطه آغاز انقلاب اسلامی عدم تحقق غدیر و پیاه نشدن قرآن بود.

وی با اشاره به اینکه در شرایط غیبت کبرای امام عصر(عج )؛ پس از چهار نایب اول تا به امروز61 زعیم ؛ هدایت شیعه و جریان مرجعیت شیعه را ادامه داده اند گفت: امروز ما در زعامت نفر شصت و یکم هستیم و تابعیت ما نسبت به مقام رهبری تابعیت زعیم شصت و یکم است.

وی با اشاره به اینکه امام راحل به عنوان زعیم شصتم شیعه موفق شدند که حق از دست رفته بشریت در غدیر و عدم تحقق غدیر را به نیابت از امام معصوم محقق کند گفت: هیچگاه ارزش عملکرد 59 زعیم اول از ارزش عملکرد امام راحل در پیروزی انقلاب اسلامی کمتر نبوده است.

وی متذکرشد: مساله ؛ تفاوت نهضت این بزرگان است که نهضت برخی از زعما آشکار و برخی نیزپنهان بوده است.

عباسی از آیت الله العظمی  بروجردی به عنوان زعیم پنجاه و نهم نام برد و گفت : نهضت فرهنگی و علمی ایشان شرایطی را به وجود آورد که در محیطی آرام 760 چهره کلیدی را تربیت کرد و امام راحل آنچه را که آیت الله العظمی بروجردی در سطح حوزه های  علمیه بسط داده بودند ؛ نهضت را جلو بردند.

وی افزود: امام راحل به عنوان نفر شصتم در پانزده خرداد و پانزده سال بعد در 22 بهمن 57 موفق شد آنچه را که در غدیر سلب شده بود به نتیجه برساند.

وی با اشاره به اینکه دکترین امام راحل ؛ ولایت فقیه است گفت : حضرت امام در شرایطی دکترین ولایت فقیه را به اوج خود رساند که جهان در دو قطب شرق و غرب بود و اومانیسم یا انسان محوری مطرح بود.

رییس مرکز دکترینال امنیت بدون مرزاظهارداشت : نخستین حرکت امام در دکترین خود ؛ خدامحوری و تعریف شدن انسان در خدا بود.

عباسی گفت : هنر بزرگ امام راحل به تعبیر مقام معظم رهبری این بود که دین را به عرصه عمومی آورد و به جای پذیرش ایسم های  مختلف ؛ پذیرش ماهیتی به نام دین را مطرح کردند .

وی تاکید برجنبش نرم افزاری را هنر بزرگ مقام معظم رهبری که به موازات هنر بزرگ امام راحل که همان به عرصه آوردن دین بود؛ عنوان کرد وبا بیان اینکه در بیست و پنجمین سالگرد انقلاب اسلامی حرکت به سوی نظام سازی را شروع می کنیم ؛ خدامحوری ؛ تعالی ؛ سعادت و تعاون را از جمله نمادهای آن عنوان کرد.

 

 منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=57473

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 22:29 توسط حقیقت طلب

دكتر عباسي در دانشگاه شهيد چمران اهواز:

نسل دانشجوي امروز بايد از حكومت تعيين دكترين‌هايش را مطالبه كند

 

انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه شهيد چمران اهواز نشستي با عنوان «‌نقد كارنامه دو سالانه دولت نهم» را يكشنبه در تالار پاك سرشت دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي اين دانشگاه برگزار كرد.

 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)- منطقه خوزستان، دكتر عباسي، رييس مركز بررسي‌هاي دكترينال امنيت بدون مرز، در اين نشست با اشاره به اينكه نقد سياست خارجي بحثي است كه از سه زاويه بايد ارزيابي شود ، اظهار داشت: « اول از حوزه دكترين امنيت ملي كشور، دوم دكترين سياست خارجي و سوم نقد ديپلماسي آن جامعه.»

 

وي افزود: « كلمه نقد چه در فارسي و چه در عربي در كشور ما با سوءفهم مواجه است و در اين سوءفهم برخي مقصرند. همه مي‌گويند نقد كنيد اما تاكنون شاهد نبوده‌ايم كسي نقد شده باشد و آن را به عنوان نقد منصفانه بپذيرد. هر كس نقد كند مي‌گويند سياه‌نمايي كرده است.»

 

عباسي با اشاره به اين كه ما بيان لاتين نقد را مدنظر داريم، گفت: «"كريتيكال" انتقادي نگاه كردن روندي است كه در ادامه به "كراسيس" يعني به بحران مي‌انجامد. ‌به عنوان مثال اگر كسي سر راهش درون چاله‌اي بيفتد و پايش بشكند اگر اين راه را با همين روند ادامه دهد و در چاله بيفتد اگر اينجا برخورد "كريتيكال" كنيم براي اين است كه او به " كرايسس" يا بحران نرسد. مي‌تواند مدعي شد كه تا به حال مسوولي نديده‌ام كه اگر كارش به طور علمي مورد نقد قرار گرفت، بپذيرد.»

 

وي گفت: « وقتي در مورد برخي ديدگاه‌هاي دولت سازندگي حرف مي‌زديم، مي‌گفتند سياه‌نمايي مي‌كنيد. در دولت بعدي هم چنين اتفاقي افتاد. هر چه مي‌گفتيم اين مشكلات هست اما گوش نمي‌داد و همچنين در دولت فعلي نيز وقتي روي مساله‌اي دست مي‌گذاريم و آن را نقد مي‌كنيم از حوزه انتقادي به اين دليل است كه اگر اين ادامه پيدا كند حتما اين مجموعه دچار بحران خواهد شد.»

 

رييس مركز بررسي‌هاي دكترنيال امنيت بدون مرز، با اشاره به اين كه در كشور فاقد دكترين هستيم، توضيح داد: «كشور ما دكترين ملي ندارد. دكترين هر كشور در هر حوزه‌اي حكم قانون اساسي را دارد. ما هنوز نتوانسته‌ايم برخي مسوولان را قانع كنيم كه كشور بايد دكترين مصوب امنيت ملي داشته باشد. اين اولين نقد است.»

 

وي ابراز عقيده كرد: «ما اين را به دولت سازندگي گفتيم به سخره گرفت،‌ مركز تحقيقات استراتژيك نهاد رياست جمهوري را در اختيار كساني قرار داد كه اساسا اعتقادي به اين انديشه‌ها نداشتند. همين حرف را به دولت اصلاح‌طلب گفتيم، آنها هم نديده گرفتند. يك سال و نيم است كه به دولت جديد نيز گفته‌ايم كه يك دولت پس از سه تا شش ماه روي كار آمدنش بايد دكترين‌هاش را رسما اعلام كند. ( دكترين ملي، دكترين امنيت ملي، دكترين سياسي، دكترين اقتصادي، دكترين نظامي، دكترين فرهنگي و اجتماعي).»

 

عباسي تصريح كرد: « نام سقفي كه بالاي سر ما وجود دارد، امنيت ملي است، چهار ستون دارد كه به آن منابع قدرت مي‌گويند (ستون قدرت سياسي، ‌اقتصادي، فرهنگي و نظامي) هر كدام 25 درصد فشار را تحمل مي‌كنند تا سقفي به نام امنيت ملي، هويت و موضوعيت پيدا كند.»

 

وي، خطاب به دانشجويان با بيان اين كه از حكومت، عدالت را مطالبه كنيد، گفت: «نخستين انتقادي كه به دولت وارد است، بيگانگي اين دولت با كلمه استراتژيك است. ديرترين مديري كه در دولت نهم انتخاب شد( پس از گذشت پنج ماه از انتخابات) رييس مركز بررسي‌هاي استراتژيك بود كه نشان مي‌دهد دولت اين مقوله را براي خود يك مساله مهم و حياتي نمي‌داند.»

 

رييس مركز بررسي‌هاي دكترينال امنيت بدون مرز افزود: « ما عقب‌ماندگي‌هاي زيادي داريم و قبول داريم كه بايد به استان‌ها رفت و خيلي كارهاي تاكتيكي را انجام داد، اما حركت استراتژيك كجاست؟ لذا ابتدا به ساكن نسل دانشجوي امروز ما بايد از حكومت تعيين دكترين‌هايش را مطالبه كند. نكته دوم، در صحنه سياست اگر روزي كارتان به اداره جامعه رسيد ابتدا موضع خود را شفاف كنيد و مانيفست رفتارتان را منتشر كنيد.»

 

عباسي ابراز عقيده كرد: «امروز اگر سياست خارجي دولت نهم را ارزيابي كنيم دو بخش اصلي يعني دكترين امنيت ملي را كه نانوشته است، رونمايي مي‌كنيم. مساله اصلي و اساسي اين است كه بايد بدانيم در سياست خارجي، ما بازيگر اصلي نيستيم، نصف زمين بازي دست كساني است كه يا دشمن ما، حريف و يا رقيب ما در سياست بين‌الملل هستند.»

 

وي تصريح كرد: « امروز مهمترين قدرت‌هاي جهاني يعني انگلوساكسون‌ها‌ شامل آمريكا، كانادا، استراليا، انگليس و نيوزلند كشورهايي هستند كه پيرامون رژيم صهيونيستي محوري را به نام "رژيم‌هاي انگلوصهيون" تشكيل داده‌اند. اينها مهم‌ترين معارض سياست خارجه جمهوري اسلامي هستند، از اين رو هر نوع تبيين سياست خارجي بايد با تبيين رويكرد منافع اين كشور با كشور هدف باشد.»

 

عباسي اظهار داشت: «آقاي بلر اعلام مي‌كند كه ايران يك انتخاب استراتژيك بيشتر ندارد؛ يا در جهت كمك به غرب گام بردارد يا به انزواي بين المللي كشيده شود. آقاي بلر فراموش كرده كه عصر حاكميت مو بلوندها و چشم آبي‌ها دارد به پايان مي‌رسد. فراموش كرده كه آگاهي در ملت‌ها آنقدر شده كه ما بتوانيم داد بزنيم كه انگلستان به اندازه استان سيستان و بلوچستان ماست. انگلستان يك ششم ايران خاك دارد.»

 

رييس مركز بررسي‌هاي دكترينال امنيت بدون مرز، در بخش ديگري از سخنانش گفت: «از نظر غربي‌ها اگر قرار است تمام جنبش‌هاي مقاومت در جهان اسلامي يك ميليارد و سيصد ميليوني خاموش شود يك راه وجود دارد و آن نيز اين است كه ايران و كشورهاي صاحب ادعاي مقابله با اسرائيل پاي ميز مذاكره بنشينيد. تمام آن جنبش‌هاي چريكي خود به خود نابود خواهند شد، لذا دشمن در سياست خارجي ما يك نكته كليدي پيدا كرده و روي آن دست گذاشته است.»

 

وي گفت: «‌امنيت ملي دو حوزه كنش و واكنش دارد يا ضربه اول يا ضربه دوم است، از سال57 تا 60 ما ضربه دومي بوديم، از سال 60 تا 68 ضربه اولي شديم، يعني خيلي تهاجمي و عيني، از سال 68 تا 84 مجددا امنيت ملي ايران ضربه دومي شد. از 84 به اين طرف مجددا ضربه اولي شده كه محاسن و مخاطراتي دارد.»

 

عباسي گفت: «دكترين امنيت ملي دولت نهم به سراغ امنيت بدون مرز رفته، يعني ماهيت را به سمت جذب قلب‌ها و مغزها برده، نكته بعد در مورد امنيت ملي دولت نهم اين است كه امنيت ملي ضربه اولي است.»

 

وي افزود: « اساس سياست خارجي كه انگلوساكسون‌ها براي جمهوري اسلامي در نظر گرفته‌اند "‌تغيير رژيم" است. نوع تعريف سياست خارجي ايران در مقابل "تغيير رژيم" تعريف دقيقي نبوده هر چند در 58 ماه گذشته ايران شش دكترين را سياست خارجي اش خنثي كرده است.»

 

عباسي در پايان با بيان آن چه آن را ديپلماسي ضعيف سياست خارجي دولت نهم مي‌خواند، گفت: «دولت نهم بايد از 100 درصد ظرفيت ديپلماسي عمومي استفاده كند. يعني از كساني كه مي‌توانند بخشي از سوء‌تفاهم‌ها را بر طرف كنند و كانال بزنند، استفاده نمي‌كند.»

 

منبع : http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-832312&Lang=P

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 22:21 توسط حقیقت طلب

دکتر حسن عباسی در مصاحبه با نشریه حوراء (دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، وابسته به مركز مديريت حوزه علميه خواهران)، دلایل تغییر ترکیب جنسیتی دانشگاهها و کارآمد نبودن سیستم فعلی سربازی را برشمرده و ضمن بررسي مقايسه اي وضعيت تحصيلي و اجتماعي دو پسر و دختر جوان، نسبت به تبعات تداوم اين وضعيت تا 15 سال آينده، هشدار داده است.

 

خلاصه ای از اين گفتگو در ادامه آمده است:

 

1ـ کهنه بودن سیستم سربازی

سربازگیری حدود 70 سال قدمت دارد ومربوط به دوره ای خاص اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران است. عصر فئودالیسم و عبور به سوی شبه بورژوازی پهلوی، شاید می توانست توجیه گر نظام سربازگیری اجبای باشد؛ اما تکامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی امروز ایران و جهان، چنین سیستمی را ناکارآمد کرده است.

 

2ـ طی نیم قرن، هرگاه جوانی از محیط روستایی یا شهری به عنوان سرباز به درون پادگانی می رفت، محیط نیروهای مسلح جذابیت زیادی می توانست داشته باشد زیرا سرباز در آنجا غیر از مشق نظامی، درس زندگی می آموخت که برای پس از پایان خدمت سربازی او نیز مؤثر بود. تحولات فرهنگی و اجتماعی به گونه ای رقم خورده است که به ندرت می توان پذیرفت که یک جوان امروزی برابر هزینه بهترین سالهای عمرش، از محیط سربازخانه و پادگان چیز مطلوبی دست اورا بگیرد که برای پس از پایان خدمت سربازی مؤثر باشد. در واقع سرباز دیروز با دست تهی می آمد و هنگامی که می رفت، با یک شخصیت شکل گرفته در سربازی از پادگان می رفت؛ اما امروز یک جوان سرباز، عموما با شخصیت شکل گرفته تحت تاثیر خانواده، مدرسه، رسانه، دانشگاه، ورزشگاه، اینترنت و... وارد نیروهای مسلح می شود و جایی برای شکل دهی به شخصیت باقی نمی ماند. از این حیث، زندگی خدمت وظیفه عمومی الهام بخش جوان امروزی نیست.

 

3ـ در حوزه نظامی، جنس تهدید کاملا تغییر کرده است. جنگ نفت میان عراق و آمریکا برسر اشغال کویت در سال 1369، پس از جنگ سلطه در اشغال عراق از سوی بلوک آنگلوصهیون به رهبری آمریکا در سال 1382 و همچنین منازعه حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی در تابستان 1385، نشان داد که عصر استفاده از سرباز عمومی و غیر متخصص و اجباری گذشته است. عصر جنگ های سایبرنتیک، تهدیدهای نرم و نیمه سخت و سخت، منازعات پرشتاب و پرشدت، عمیقا محتاج نیروهای مسلح حرفه ایست.

 

4ـ ناکارآمدی بهره گیری از سرباز در منازعات امروز و آینده برکسی پوشیده نیست. اما از آن تاسف بار تر اینکه عمده ای از جوانان در خدمت سربازی، در مشاغل دفاعی و رزمی یا پشتیبانی خدمت نمی کنند، بلکه درگیر مشاغل خدماتی می شوند که به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست. از حیث فرهنگی، علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اصلا مقرون به صرفه نیست که دوسال از بهترین مقاطع عمر یک جوان در آبدارخانه، آشپزخانه، انبار، تعمیرگاه و ... پادگانها صرف شود. خسارت منابع انسانی عمومی در این خصوص غیر قابل برآورد است؛ به ویژه عقب ماندگی گسترده فرد در زندگی آتی خود.

 

5ـ کشوری که 10 میلیون بسیجی و نیروی داوطلب دارد، چگونه در یک موازی کاری آشکار، در یک موضع، دوگروه عمده منابع انسانی خود را هزینه می کند. در هر منازعه نظامی آینده، اگر تنها یک میلیون بسیجی در صحنه حاضر شود، براحتی می توان تهدیدی در حد تهدید متعارف «ناتو» را خنثی کرد.

ملاحظه می نمایید که با گزاره هایی که در بالا برشمرده شد، هزینه ملی آنچه خدمت وظیفه عمومی نامیده می شود نسبت به فوائدش تا چه اندازه زیاد است.

 

اما تبعات اجتماعی آن چیست؟

یک جفت جوان دختر و پسر را در سال آخر دبیرستان درنظر بگیرید:

دختر جوان فقط دغدغه کنکور دارد. پس از قبولی، وارد دانشگاه می شود. نقش اجتماعی او نقش انفعالی و انتظار است؛ یعنی از این پس منظر می ماند که آن جوان پسر به خواستگاری او بیاید تا زندگی، شکل جدیدی به خود بگیرد.

اما پسر جوان، با نگرانی از اینکه اگر در کنکور قبول نشود باید به سربازی برود در جلسه امتحانات پیش دانشگاهی و کنکور شرکت می کند و عموما یک واحد درسی را نگه می دارد که اگر در دانشگاه قبول نشد بابت آن به سربازی نرود؛ این اقدام یعنی تعلیق زندگی به مدت یک سال؛ اگر هرسال فقط دویست هزار جوان چنین تعلیق یک ساله ای را به خود تحمیل کنند، می شود حدود دویست هزار سال هدر رفته. این پسر جوان که به دلیل نقش کنش گری و فعال اجتماعی خود در امر پیش قدمی برای تشکیل خانواده، همواره یک نگرانی برای آماده شدن جهت این ماراتن چهار وجهی «خدمت سربازی، ادامه تحصیل در دانشگاه، اشتغال و در نهایت تشکیل خانواده » را دارد، پس از سربازی، به سختی در دانشگاه دوردستی قبول شده و سخت تر از آن یک شغل پیدا می کند؛ تا طی کردن این پروسه از سوی جوان پسر، دختر جوان تحصیلات خود را پایان داده و اشتغال پیدا کرده و دیگر «هم­کفو» آن پسر جوان محسوب نمی شود.

در نتیجه آن پسر جوان به سراغ دختری از موج بعدی جوانان می رود و نتیجه آن، پیدایش نسل سوخته از دختران با تحصیلات دانشگاهی است که به مرور، سن ازدواج آنها بالا رفته و بعضا امکان ازدواج نمی یابند. این مسأله در سال 1400 تبعات فرهنگی و اجتماعی عمیقی بر منابع انسانی کشور خواهد گذاشت؛ لذا طی یک طرح کارشناسی یا باید قوانین و مقررات سربازی تغییر کند و تسهیل شود یا اینکه مثلا دختران هم به سربازی اعزام شوند و مشابه این گزاره ها، می تواند این برهم خوردن توازن جنسیتی در بخش های مختلف جامعه را تعدیل کند. (سایت رجانیوز)

توضیحات: دربخش پایانی سخنان دکتر عباسی سربازی رفتن دختران به عنوان یک راهکار ارائه شده است اما درواقع سربازی ستمی است که بربخشی ازافراد جامعه یعنی پسران تحمیل میشود که تبعات جبران ناپذیرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم برتمام جامعه تاثیر منفی میگذارد درحقیقت تنها راه حل این است که این ستم رااز دوش تمام افراد جامعه برداریم نه اینکه این ظلم را درمورد بقیه نیز اعمال کنیم

 

منبع : http://www.adlroom.com/modules.php?name=News&file=article&sid=4270

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 22:17 توسط حقیقت طلب

در سومين نشست ادواري هيات اسلامي هنرمندان :

خبرگزاري فارس: حسن عباسي ناتوي فرهنگي را پديده‌اي در داخل سيستم سايبرناتيك خوانده و گفت: اساس پروژه ناتوي فرهنگي حيازدايي است.

سومين نشست ادواري هيات اسلامي هنرمندان در خانه هنرمندان،‌با موضوع «تبيين و بررسي مهندسي فرهنگي» و با سخنراني حسن عباسي برگزار شد.
در اين نشست كه جمعي از هنرمندان شاخه‌هاي مختلف هنري بخصوص سينما حضور داشتند، عباسي با بيان مفاهيم پايه‌اي مهندسي سيستم‌ها به تحليل مهندسي فرهنگي از دو ديدگاه سيستم‌هاي سنتي منابع قدرت و سيستم نوين سايبرناتيك پرداخته و ضمن بررسي و شكافت ساختاري هر دو سيستم يادآور شد كه دوره منابع چهار گفته قدرت تمام شده است و آنچه كه امروز فرهنگ و هنر را در مي‌نوردد، سيستم سايبرناتيك است.
وي با اشاره به دو عنصر اساسي و پايه‌اي سيستم سايبرناتيك،‌يعني توليد اطلاعات و توليد انرژي،‌نقش فرهنگ را در سيستم سايبرناتيك نقشي محوري دانسته و عنوان نمود كه در سيستم سايبرناتيك و بررسي نارسايي‌هاي آن، سيستم انرژي، هر دو فرهنگند.
وي در ادامه با اشاره به ضعف‌هاي سيستم سايبرناتيك و بررسي نارسايي‌هاي آن،‌سيستم سايبرناتيك را در رساندن انسان به كرامت و رستگاري ناتوان دانسته و متذكر شد كه ما بايد با شناخت كامل از سيستم سايبرناتيك،‌سيستم جديدي را بر اساس منابع ديني و فطري خودمان طراحي كنيم.
عباسي در بخش پاياني صحبت‌هاي خود در پاسخ به سوالات هنرمندان و در توضيح ناتوي فرهنگي، آن را پديده‌اي در داخل سيستم سايبرناتيك خوانده و گفت كه اساس پروژه ناتوي فرهنگي حيازدايي است.
وي مباحث مقدماتي خود را با طرح پرسشي مبني بر اينكه آيا مهندسي فرهنگي ما قرار است بر پايه سيستم سنتي منابع قدرت، يعني نتيجه‌گرا يا روند گرا باشد، يا بر پايه سيستم سايبرناتيك، توليد و صادركننده اطلاعات و انرژي به پايان برسند.
در ادامه اين نشست كه سومين جلسه از سلسله نشست‌هاي ماهانه هيات اسلامي هنرمندان براي بررسي وضعيت فرهنگي كشور بود، جواد شمقدري مشاور رئيس جمهور در امور هنري نيز در سخناني به بررسي وضعيت فرهنگي كشور پرداخت.
همچنين در تريبون آزاد جلسه چند تن از هنرمندان انديشه‌ها و دغدغه‌هاي خود در حوزه فرهنگ و هنر را بيان كردند.
سيد عليرضا سجادپور،‌ دبير جلسه نيز ضمن بيان مطالب و اخبار ويژه‌اي در مورد فرهنگ و هنر،‌اعلام نمود كه موضوع مهندسي فرهنگي قرار است در نشست‌هاي آينده كه بعد از ماه رمضان برگزار خواهد شد پيگيري شود.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 18:32 توسط حقیقت طلب

خبرگزاری فارس : دکتر حسن عباسی در همایش سراسری جامعه اسلامی دانشجویان گفت: در سه حوزه اندیشه، سیستم و مدیریت،نیازمند تحول هستیم.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس حسن عباسی محقق و پژوهشگر که در همایش سراسری جامعه اسلامی دانشجویان در تالار شهید چمران دانشگاه ارومیه سخن می‌گفت، با بیان اینکه در سه حوزه اندیشه سیستم و مدیریت نیازمند تحول هستیم اظهار داشت:پرداختن صرف به یکی از سه حوزه مشکلات را حل نمی‌کند بلکه باید در هر سه حوزه تحول ایجاد کرد.
وی با بیان اینکه مدیریت تحول در واقع تحولی مبتنی بر تقوا بر مدیریتی و سیستم و اندیشه است اظهار داشت: فلسفه غرب تقوا ساز نیست و بر مبنای تقوا هم نیست. بنبابراین نمی‌توان فلسفه غرب را بر مبنای دینی جلو ببریم. لذا ما اندیشه‌ای می‌خواهیم که در چارچوب قرآن و تقوا ساز باشد.
عباسی با تاکید بر اینکه سوالات نسل جدید را باید پاسخ داد گفت: وقتی ما می‌گوییم ربا بر اساس آیات قرآنی در حکم جنگ با خدا است باید تکلیف بانکهایمان را مشخص کنیم چرا که نسل جدید این تعارضات را نمی‌پذیرد.

این کارشناس مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه در سیستم فعلی دانشگاهی ایران متفکر تربیت نمی‌شود تصریح کرد: تنها کسی که می‌تواند متفکر تربیت کند مادر است. وی با بیان اینکه باید تکلیفان در بورس، بانک، بیمه و غیر مشخص شود خاطر نشان کرد: در حال حاضر ضرورت پیدایش یک مکتب فلسفی جدید در شرایط کنونی احساس می‌شود.

عباسی با اشاره به سخنان اخیر احمدی نژاد مبنی بر اینکه به تئوری تعالی بجای تئوری توسعه نیاز داریم گفت: در این صورت ما به جای برنامه پنجم توسعه برنامه پنجم تعالی را ارائه میدهیم.
اما آیا کسی در این زمینه کار و تلاش کرده است؟؟..

وی با بیان اینکه برخی احزاب درون حکومت تحول را در حرکت به سمت لیبرالیسم می‌دانند تصریح کرد: طبیعی است که اگر به پرسش جدید پاسخ کهنه داده شود ما شرمنده می‌شویم و افراد لیبرال داعیه دار میدان خواهند شد.

عباسی به سخنان صریح سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی مبنی بر اینکه اسلام نظام اقتصادی سیاسی و غیره ندارد اشاره و اضافه کرد: متاسفانه در این زمینه از سوی اساتید دانشگاه جامعه مدرسین و حوزه‌ علمیه قم موضعی گرفته نشد. وی با تاکید بر اینکه پاسخ‌های جدید را در اندیشه گذشتگان نمی‌توان جستجو کرد گفت: 70 سال است که یک مبحث خاص در دانشگاه تدریس می‌شود و بالاخره از یک جایی باید به این ساختار کهن اعتراض کرد.

عباسی در پایان با بیان اینکه نسل قدیم در مسائل مختلف اندیشه سیستم و مدیریت قطعیت پیدا کرده است اظهار داشت: بنابراین انتظار تحول در این حوزه‌ها از نسل قدیم وجود ندارد و تنها نسل نخبه جوان فعلی می‌تواند این کار را انجام دهد و من امیدوارم نسل جدید با تلاش و کوشش فراوان به این مهم بپردازد. 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 22:8 توسط حقیقت طلب

نام: دکتر حسن عباسی

متولد: تهران 1345

مسئولیت: رييس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز ایران

تحصیلات: لیسانس در علوم‌سیاسی، فوق‌لیسانس در روابط بین‌المللی، PHD در امنیت‌ملی با گرایش دکترین و خط‌مشی علوم استراتژیک، برد تخصصی از انگلیس

تحصیلات میان رشته‌ای: اقتصاد، جامعه شناسی، علوم نظامی (دریایی، زمینی، عملیات ویژه، انتظامی)، مدیریت (عمومی، دولتی، استراتژیک)، فلسفه اسلامی، فلسفه غرب

 کتب، کنفرانس‌ها و مقالات: بیش از 140 کنفرانس علمی (داخل و خارج کشور)، 31 جلد تالیف (در حوزه علوم‌استراتژیک)، تئوکراسی (خداسالاری) در عمل، دکترین امنیت بین‌المللی جهان‌اسلام، ابر دکترین جمهوری‌اسلامی، استراتژی دریا - اقیانوسی، نظام امنیت رسته جمعی دریا پایه - اقیانوس هند و امنیت پیرامون سه قاره (افریقا، آسیا و اقیانوسیه)، هیدروپلیتیک و هیدرواستراتژی خلیج‌فارس، هیدروپلیتیک، هیدرواکونومی و هیدرواستراتژی دریای خزر، آینده جهان اسلام و غرب (بررسی تطبیقی آینده‌شناسی همکاری و تقابل اسلام و غرب)، تحلیل سیستم‌های حکومتی (الیگارشی، دموکراسی، تئوکراسی)، دموکراسی در عمل: پورنوکراسی، رشیوکراسی»


 

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 6:34 توسط حقیقت طلب

در حال حاضر سلسله کلاس هایی توسط دکتر عباسی در تالار دانشکده بهداشت دانشگاه تهران

برگزار می شود. علاقه مندان می توانند پنج شنبه هر هفته ساعت ۸:۳۰ دقیقه صبح

در محل تالار دانشکده بهداشت دانشگاه تهران حضور پیدا کنند.

شرکت در کلاسها برای عموم آزاد است.

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 21:42 توسط حقیقت طلب

الف- مرکز بررسی های دکترينال امنيت بدون مرز

در سال 1380 با هدف پرنمودن خلاء مطالعات و بررسی های دکترينال «دين پايه» و «خدامحور» در جمهوری اسلامی، ايجاد شد.

 

در جهان پرآشوب و عصر تحولات پرشتاب، يک کشور مستقل می بايست، در حوزه ی «تصميم سازی» به استقلال و خودکفايی برسد. در غير اين صورت، تحولات شتابان و بازيگران عرصه ی بين الملل، با به تصميم رساندن کشورهای جوان (از حيث استقلال)، عملاً خواسته های خود را تحميل می کنند.

 

در چنين شرايطی، در نظام تصميم سازی، قوانين يک کشور برای چاره يابی کفايت نمی کند. به همين دليل، از آنجا که حوزه فعاليت عمده مراکز مطالعات استراتژيک در ايران، تحقيقات «پسا قانون» است، ضرورت انجام بررسی های دکترينال بسيار چشمگير می نمود.

 

بررسی های دکترينال، مطالعات استراتژيک «پيشا قانون» - «ورا قانونی» - و «فرا قانونی» است.

 

 

ب- مرکز بررسی های دکترينال امنيت بدون مرز، در سه بخش عمده، هدف گذاری تحقيقاتی دارد:

 

1-       تبيين دکترين های کلاسيک در دو حوزه ی «حق» و «باطل» در سه سطح:

 

-    ايرانی (ملی - در تاريخ ايران).

 

-    اسلامی (تاريخ اسلام - تاريخ تشيع).

 

-    جهانی (در طول تاريخ ملل و اقوام).

 

2-       آينده شناسی با طول گام های 25 - 50 - 75 - و 100 ساله.

 

3-       امنيت بدون مرز در منازعه ی حق و باطل، با توجه به روند جهانی شدن، در سرفصل های فرهنگی - سياسی - اقتصادی - نظامی - و اجتماعی.

 

 

ج- خط مشی مرکز بررسی های دکترينال امنيت بدون مرز:

 

1-       معرفی و ترويج انديشه ی دکترينال بومی (ملی - دينی) در سطح کشور، از طريق تعامل حرفه ای با عرصه ی عمومی.

 

2-       تأثيرگذاری بر سطوح تصميم گيری، از طريق ارائه مشاوره در حوزه ی مسائل استراتژيک در محورهای مختلف.

 

3-       ذائقه سازی نخبگان جوان در جهت بازتوليد علوم استراتژيک دين پايه و ملی.

 

4-       جهت گيری مطالعاتی در سه حوزه ی انتقادی - تحليلی - و تبيينی.

 

5-       (ضمن بهره گيری از مکاتب اوّل - دوم - و سوم امنيتی) جهت گيری اختصاصی تحليل ها و بررسی ها در حوزه ی مکتب چهارم امنيتی.

 

6-       (ضمن بهره گيری از مدل های رايج در تئوری بازی ها) تهيه و بهره مندی از الگوی انحصاری «بازی منازعات».

 

7-       (ضمن بهره گيری از مدل های رايج آينده شناسی) تهيه و بهره مندی از الگوی انحصاری آينده شناسی - آينده نگری - و عاقبت شناسی.

 

د- آماج خط مشی:

 

مطالعات استراتژيک در مرکز بررسی ها، از ميان منابع اربعه ی قدرت ملی (اقتصاد - سياست - فرهنگ - و توان نظامی)، «فرهنگ محور» است. بدين لحاظ، «اعتلای فرهنگی» آماج اصلی محسوب می شود، و به همين نسبت، اقتصاد و سياست و قدرت نظامی، تابعی از فرهنگ تلقی می شوند.

 

 

ﻫ- فعاليت ها:

 

1-       پروژه ی اصلی مرکز بررسی ها، تبيين «جامعه ی هجری» (جامعه ی مهدوی) است، که با صدها پروژه ی فرعی توسط گروه ها و دواير مرکز صورت می پذيرد.

 

2-       برگزاری و ايراد سخنرانی ها و کنفرانس ها: 1150 مورد.

 

3-       برگزاری فرصت های مطالعاتی (Case Study - Cours Study) - کلاس ها و کارگاه های آموزشی، در محورها و موضوعات دواير 20گانه ی مرکز بررسی ها، در 8 سرفصل - طی 114 نشست - به استعداد 2200 نفر دانشجو و طلبه.

 

4-       تعامل مشورتی در حوزه ی تصميم سازی های تاکتيکی و استراتژيکی - طراحی سيستم ها – طراحی استراتژيکی - برنامه ريزی - و . . . (بيش از 200 سازمان و نهاد).

 

5-       برنامه های راديو - تلويزيونی (Talk-Show)، در قالب 18 هزار دقيقه برنامه زنده. از اين ميان 16 هزار دقيقه مربوط به برنامه های تلويزيونی در شبکه های اول - دوم - سوم - چهارم - خبر - سحر (انگليسی) – جام جم 1و2و3 - و شبکه های استانی است. همچنين 2 هزار دقيقه مربوط به برنامه های راديويی شبکه های فرهنگ - معارف - جوان - استان ها – و راديوهای برون مرزی می باشد. شاخص ترين اين برنامه ها، برنامه ی کنکاش در شبکه جهانی جام جم با 8 هزار دقيقه پخش زنده طی 146 برنامه می باشد.

 

6-       پيشنهاد موضوع - جهت دهی - پشتيبانی علمی - و مشاوره و راهنمايی پايان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا: 74 پايان نامه.

 

7-       مرکز بررسی ها، در محورهای تخصصی هر يک از دواير 20 گانه ی خود، گزارش نوبه ای - و گزارش سالانه ی رسمی عمومی يا خاص منتشر می کند.

 

 

و- بودجه:

 

 

سال اوّل:                  مهرماه 1380 تا مهرماه 1381                     20  ميليون تومان

 

سال دوم:                 مهرماه 1381 تا مهرماه 1382                     5/5 ميليون تومان

 

سال سوم:                               مهرماه 1382 تا مهرماه 1383      7   ميليون تومان

 

 

 

ز- مرکز بررسی ها، از هيأت علمی حرفه ای استفاده نمی کند.

تبيين و تدارک و توليد پروژه ها توسط عناصر دانشجو و طلبه صورت می گيرد. در نتيجه چهار مسأله همزمان دنبال می شود:

 

1-       جوان گرايی (دانشجويی)، در بهره گيری از محققين و پژوهش گران جوان.

 

2-       تربيت دکترينر و استراتژيست از ميان دانشجويان، درحين تهيه و تحقيق پروژه ها.

 

3-       انحصاری ساختن متدولوژی علمی و تحقيقاتی در مرکز بررسی ها، بدون وام گرفتن از روش شناسی حرفه ای هيأت علمی با سابقه.

 

4-       پائين آوردن هزينه های تحقيق.

 

-     هيأت علمی

 

-     مديران گروه ها

 

-     دبيران دواير

 

-     پژوهش گران

 

-     دستياران تحقيق

 

-     پشتيبانی و ستاد

 

 - مسؤوليت مرکز بررسی های دکترينال امنيت بدون مرز به عهده ی «حسن عباسی» است.

 

منبع : http://doctrine.persianblog.ir

 

+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 6:57 توسط حقیقت طلب

دکتر حسن عباسی


مجموعه لینک دانلود سخنرانی های استاد حسن عباسی، رئیس موسسه بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز و اندیشکده یقین

آرشیو مطالب

آخرین مطالب وبلاگ

پیوندهای مفید